خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی، بیانگر درد و حسرت عاشقانه، حیرت و سردرگمی در زندگی، و جستجوی معنا در میان آشوب و نابسامانیهاست. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، از عشق، دوری، و بیپاسخی سخن میگوید و در جستجوی آرامش و پاسخ است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۱۶۵۱ - کباب شد دلم از بویش این شراب کجاست؟
کباب شد دلم از بویش این شراب کجاست؟
شکست در جگرم شیشه این گلاب کجاست؟ ۱
نه شب شناسد و نه روز ابر، حیرانم
که چشم روزن من محو آفتاب کجاست؟ ۲
عنان گسسته ز صحرا و دشت می گذرد
دل رمیده من موجه سراب کجاست؟ ۳
پلی است در گذر سیل حادثات فلک
درین قلمرو سیلاب، وقت خواب کجاست؟ ۴
مقام فقر و فنا جای خودفروشی نیست
متاع خویش ندانسته ای که باب کجاست ۵
فتاد دم به شمار و تو از سیاه دلی
به فکر خویش نمی افتی، این حساب کجاست؟ ۶
ز کار رفته سزاوار زخم کاری نیست
به من که رفته ام از هوش، این عتاب کجاست؟ ۷
هزار جان عوض بوسه ای ز مشتاقان
ستانی و نشماری یکی، حساب کجاست؟ ۸
روی به خانه آیینه بی طلب هر دم
کناره از دل روشن کنی، حجاب کجاست ۹
نه بوسه است جواب سلام تا ندهند
گره به گوشه ابرو زدن جواب کجاست؟ ۱۰
درین خرابه کمر باز می کند سیلاب
به گوشه دل ویرانم این شتاب کجاست؟ ۱۱
ز بس که حسن تو سر تا به پا گلوسوزست
نیافتم که دل خونچکان کباب کجاست ۱۲
ز جوش فکر تو صائب جهان به وجد آمد
سیاه مستی کلک تو از شراب کجاست؟ ۱۳
شکست در جگرم شیشه این گلاب کجاست؟ ۱
نه شب شناسد و نه روز ابر، حیرانم
که چشم روزن من محو آفتاب کجاست؟ ۲
عنان گسسته ز صحرا و دشت می گذرد
دل رمیده من موجه سراب کجاست؟ ۳
پلی است در گذر سیل حادثات فلک
درین قلمرو سیلاب، وقت خواب کجاست؟ ۴
مقام فقر و فنا جای خودفروشی نیست
متاع خویش ندانسته ای که باب کجاست ۵
فتاد دم به شمار و تو از سیاه دلی
به فکر خویش نمی افتی، این حساب کجاست؟ ۶
ز کار رفته سزاوار زخم کاری نیست
به من که رفته ام از هوش، این عتاب کجاست؟ ۷
هزار جان عوض بوسه ای ز مشتاقان
ستانی و نشماری یکی، حساب کجاست؟ ۸
روی به خانه آیینه بی طلب هر دم
کناره از دل روشن کنی، حجاب کجاست ۹
نه بوسه است جواب سلام تا ندهند
گره به گوشه ابرو زدن جواب کجاست؟ ۱۰
درین خرابه کمر باز می کند سیلاب
به گوشه دل ویرانم این شتاب کجاست؟ ۱۱
ز بس که حسن تو سر تا به پا گلوسوزست
نیافتم که دل خونچکان کباب کجاست ۱۲
ز جوش فکر تو صائب جهان به وجد آمد
سیاه مستی کلک تو از شراب کجاست؟ ۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۵۰ - بتان که صید به نیرنگ می نمایندت
گوهر بعدی:غزل ۱۶۵۲ - ز عقل و هوش به تنگ آمدم ایاغ کجاست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.