خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر به توصیف زیباییهای طبیعت در فصل بهار میپردازد و از عناصری مانند گل، بلبل، شبنم و شفق برای بیان احساسات شاعرانه استفاده میکند. شاعر با زبانی نمادین و تصاویر زیبا، نشاط و طراوت بهار را به تصویر میکشد.
این شعر دارای مفاهیم نمادین و ادبی است که درک آن به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند از زیباییهای زبانی و معنایی آن لذت ببرند.
غزل ۱۶۶۵ - هزار رنگ گل فیض در گل صبح است
هزار رنگ گل فیض در گل صبح است
اثر ز حلقه به گوشان بلبل صبح است ۱
بهار عیش که سرسبزی نشاط ازوست
نمکچشی ز شکر خنده گل صبح است ۲
طراوت رخ شبنم گل سحر خیزی است
بهار فیض هم آغوش سنبل صبح است ۳
شبم که خون شفق را به روی مالیده است
ستم رسیده تیغ تغافل صبح است ۴
ز باغ طبع تو صائب چه گل شکفت که باز
زبان خامه ات امروز بلبل صبح است ۵
اثر ز حلقه به گوشان بلبل صبح است ۱
بهار عیش که سرسبزی نشاط ازوست
نمکچشی ز شکر خنده گل صبح است ۲
طراوت رخ شبنم گل سحر خیزی است
بهار فیض هم آغوش سنبل صبح است ۳
شبم که خون شفق را به روی مالیده است
ستم رسیده تیغ تغافل صبح است ۴
ز باغ طبع تو صائب چه گل شکفت که باز
زبان خامه ات امروز بلبل صبح است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۶۴ - خراب حالی ما از درازی دست است
گوهر بعدی:غزل ۱۶۶۶ - مرا ز پیر خرابات این سخن یادست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.