خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر نگاهی تلخ و انتقادی به زندگی و انسانهاست. شاعر از بیعدالتی، بیمهری دنیا، و غرور بیجا سخن میگوید. او از دردها و رنجهای زندگی مانند یتیمی و بیکسی مینالد و تأکید میکند که گوهر وجودی انسان بدون تلاش بیفایده است. همچنین، هشدار میدهد که غرور و سرکشی میتواند به نابودی بینجامد.
محتوا دارای مضامین عمیق فلسفی و انتقادی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی مفاهیم مانند یتیمی، ناامیدی، و هشدارهای اخلاقی ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
غزل ۱۶۸۶ - به هر که می نگرم زیر چرخ دلگیرست
به هر که می نگرم زیر چرخ دلگیرست
که میهمان لئیم از حیات خود سیرست ۱
گهر ز گرد یتیمی تمام می گردد
مس و جود مرا درد باده اکسیرست ۲
پیاله چشم و چراغ است شیر گیران را
به چشم بیجگران گر چه دیده شیرست ۳
کنار کشت مده موسم بهار از دست
که موج سبزه به پای نشاط زنجیرست ۴
مباش سرکش و مغرور و بی ادب که هدف
همیشه از رگ گردن نشانه تیرست ۵
ز پیچ و تاب ندارد گزیر روشندل
ز موج خویشتن آب روان به زنجیرست ۶
چه سود جوهر ذاتی چو کارفرما نیست؟
که بی کش، دم شمشیر پشت شمشیرست ۷
ز خضر وحشت سیلاب می کنم صائب
خرابی دل مغرور من ز تعمیرست ۸
که میهمان لئیم از حیات خود سیرست ۱
گهر ز گرد یتیمی تمام می گردد
مس و جود مرا درد باده اکسیرست ۲
پیاله چشم و چراغ است شیر گیران را
به چشم بیجگران گر چه دیده شیرست ۳
کنار کشت مده موسم بهار از دست
که موج سبزه به پای نشاط زنجیرست ۴
مباش سرکش و مغرور و بی ادب که هدف
همیشه از رگ گردن نشانه تیرست ۵
ز پیچ و تاب ندارد گزیر روشندل
ز موج خویشتن آب روان به زنجیرست ۶
چه سود جوهر ذاتی چو کارفرما نیست؟
که بی کش، دم شمشیر پشت شمشیرست ۷
ز خضر وحشت سیلاب می کنم صائب
خرابی دل مغرور من ز تعمیرست ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۸۵ - ز سیم و زر نظر بی نیاز ما سیرست
گوهر بعدی:غزل ۱۶۸۷ - صفیر شهپر توفیق، حسن آوازست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.