هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساسات و تجربیات شخصی خود سخن میگوید، با استفاده از استعارهها و تصاویر شاعرانه مانند بالش خورشید، شکستگی گل، و چلهخانه یوسف. او به قدرت شعر و کلام خود اشاره میکند و از بلندهمتی و توفیق خود میگوید. متن پر از نمادهای عرفانی و ادبی است که نشاندهنده عمق تفکر شاعر است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و نمادها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۷۳۲ - اگر چه بالش خورشید تکیه گاه من است
اگر چه بالش خورشید تکیه گاه من است
شکستگی گلی از گوشه کلاه من است ۱
عجب نباشد اگر شعر من بود یکدست
که عمرهاست کف دست تکیه گاه من است ۲
ز شعرهای ترم گرم این چنین مگذر
که آب خضر نهان در شب سیاه من است ۳
مباش منکر آب روان گفتارم
که سرو مصرع برجسته یک گواه من است ۴
به چشم کم منگر در دوات تیره دلم
که چله خانه یوسف درون چاه من است ۵
گذشته فکر من از لامکان به صد فرسنگ
بلند همتی من دلیل راه من است ۶
غزال معنی من رتبه دگر دارد
برون ز دایره چرخ صیدگاه من است ۷
ز نور جبهه خورشید می توان دانست
که خانه زاد دوات درون سیاه من است ۸
چرا بلند نگردد حدیث من صائب؟
که آستانه توفیق بوسه گاه من است ۹
شکستگی گلی از گوشه کلاه من است ۱
عجب نباشد اگر شعر من بود یکدست
که عمرهاست کف دست تکیه گاه من است ۲
ز شعرهای ترم گرم این چنین مگذر
که آب خضر نهان در شب سیاه من است ۳
مباش منکر آب روان گفتارم
که سرو مصرع برجسته یک گواه من است ۴
به چشم کم منگر در دوات تیره دلم
که چله خانه یوسف درون چاه من است ۵
گذشته فکر من از لامکان به صد فرسنگ
بلند همتی من دلیل راه من است ۶
غزال معنی من رتبه دگر دارد
برون ز دایره چرخ صیدگاه من است ۷
ز نور جبهه خورشید می توان دانست
که خانه زاد دوات درون سیاه من است ۸
چرا بلند نگردد حدیث من صائب؟
که آستانه توفیق بوسه گاه من است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۳۱ - شراب کهنه که روشنگر روان من است
گوهر بعدی:غزل ۱۷۳۳ - فلک دو تا ز گرانباری گناه من است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.