هوش مصنوعی: این شعر از گذر زمان و زیبایی‌های از دست رفته سخن می‌گوید. شاعر با اشاره به دوران جوانی، زیبایی طبیعت و عشق، از گذشت این لحظات با ارزش ابراز تأسف می‌کند. همچنین، از بی‌ثباتی دنیا و ناپایداری زندگی صحبت می‌کند و به مفاهیمی مانند مرگ و گذشت عمر اشاره دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند مرگ و ناپایداری زندگی نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۱۸۲۸ - هزار حیف که دوران خط یار گذشت

هزار حیف که دوران خط یار گذشت
شکست رنگ گل و حسن نوبهار گذشت ۱

چنان سیاهی خط تنگ کرد دایره را
که حسن، همچو نسیم از بنفشه زار گذشت ۲

حذر ز سایه مژگان خویشتن می کرد
ز جوش خط چه بر آن آتشین عذار گذشت ۳

تو وعده می دهی و حسن بر جناح سفر
تو روز می گذرانی و روزگار گذشت ۴

گهر به چشم صدف در کمین ریختن است
مگر حدیثی ازان در شاهوار گذشت؟ ۵

در آتشم چون گل از برگ خود، خوشا سر دار
که نوبهار و خزانش به یک قرار گذشت ۶

غبار خاطر ازین بیشتر نمی باشد
که از خرابه من سیل باوقار گذشت ۷

چه سود لوح مزارم ز خشت خم کردن؟
مرا که عمر به خمیازه و خمار گذشت ۸

ز روزگار جوانی خبر چه می پرسی؟
چو برق آمد و چون ابر نوبهار گذشت ۹

یکی است مرتبه صدر و آستان پیشش
کسی که همچو تو صائب ز اعتبار گذشت ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۲۷ - مرا که داغ و کبابم چه دوزخ و چه بهشت
گوهر بعدی:غزل ۱۸۲۹ - ز من مپرس که چون بر تو ماه و سال گذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.