هوش مصنوعی: این شعر به موضوعاتی مانند عشق، امید، پایداری در برابر سختی‌ها، گذر زمان و ناامیدی می‌پردازد. شاعر از تصاویری مانند خزان، گل، باد و دریا برای بیان احساسات خود استفاده می‌کند و بر مقاومت در برابر مشکلات و حفظ امید تأکید دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌ها نیاز به درک بالاتری از ادبیات و زندگی دارند.

غزل ۱۸۴۲ - غرور حسن به خط از دماغ یار نرفت

غرور حسن به خط از دماغ یار نرفت
ز ترکتاز خزان زین چمن بهار نرفت ۱

اگر چه کرد قیامت نسیم نومیدی
امید من ز سر راه انتظار نرفت ۲

ز خون فاخته دیوار بوستان غلطید
ز جای خویشتن آن سرو پایدار نرفت ۳

ز ترکتاز خزان باخت رنگ هستی را
گلی که در قدم باد نوبهار نرفت ۴

خوش است وصل که بی پرده جلوه گر گردد
به بوی پیرهن از چشم ما غبار نرفت ۵

ز خاکمال اجل داد جان به صد خواری
به زیر تیغ تو هر کس به اختیار نرفت ۶

فریب جلوه ساحل مخور چه نوسفران
که هیچ کشتی ازین بحر بر کنار نرفت ۷

کدام شاخ گل آم پیاده در بستان؟
که آخر از دم سرد خزان سوار نرفت ۸

رسیده ای به لب گور، کجروی بگذار
نگشته راست، به سوراخ هیچ مار نرفت ۹

اگر چه باد خزان رفت پاک گلشن را
ز آشیانه ما بوی نوبهار نرفت ۱۰

به یک دو هفته گل از شاخ اعتبار افتاد
خوشا کسی که به دنبال اعتبار نرفت ۱۱

به فکرهای پریشان گذشت ایامش
کسی که همچو تو صائب به فکر یار نرفت ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۴۱ - ز فرقت تو ز دل امشب اضطراب نرفت
گوهر بعدی:غزل ۱۸۴۳ - به ابر اگر چه توان چشم آفتاب گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.