هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از ناامیدی، تنهایی و بیپاسخ ماندن احساساتش میگوید. او از بیتوجهی دیگران، بیثمر بودن تلاشها و نرسیدن به آرزوهایش شکایت دارد و احساس میکند که جهان به او پاسخی نداده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر و همچنین بیان احساسات پیچیده مانند ناامیدی و تنهایی، درک این متن را برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار میسازد. این شعر برای کسانی مناسب است که توانایی تحلیل و درک مضامین انتزاعی را دارند.
غزل ۱۸۴۹ - دلم ز گریه مستانه هم صفا نگرفت
دلم ز گریه مستانه هم صفا نگرفت
فغان که آب شد آیینه و جلا نگرفت ۱
نیامد از ته حرف شکوه ام به زبان
شرر ز آتش آسوده ام هوا نگرفت ۲
کجا به مردم بیگانه انس می گیرد؟
رمیده ای که سلامی ز آشنا نگرفت ۳
ز چشم، کاسه دریوزه سیر چشمی من
به رنگ بی بصران پیش توتیا نگرفت ۴
ز مد عمر، نصیبش سیاهکاری بود
کسی که سرخط مشق جنون ز ما نگرفت ۵
شود به باد کجا حکم او روان چون آب؟
سبکروی که هوا را به زیر پا نگرفت ۶
بس است سایه تیر تو استخوان مرا
مرا به زیر پر و بال اگر هما نگرفت ۷
کجا رسدبه گریبان مدعا صائب؟
که دست کوته ما دامن دعا نگرفت ۸
فغان که آب شد آیینه و جلا نگرفت ۱
نیامد از ته حرف شکوه ام به زبان
شرر ز آتش آسوده ام هوا نگرفت ۲
کجا به مردم بیگانه انس می گیرد؟
رمیده ای که سلامی ز آشنا نگرفت ۳
ز چشم، کاسه دریوزه سیر چشمی من
به رنگ بی بصران پیش توتیا نگرفت ۴
ز مد عمر، نصیبش سیاهکاری بود
کسی که سرخط مشق جنون ز ما نگرفت ۵
شود به باد کجا حکم او روان چون آب؟
سبکروی که هوا را به زیر پا نگرفت ۶
بس است سایه تیر تو استخوان مرا
مرا به زیر پر و بال اگر هما نگرفت ۷
کجا رسدبه گریبان مدعا صائب؟
که دست کوته ما دامن دعا نگرفت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۴۸ - ز نوبهار جهان زینت تمام گرفت
گوهر بعدی:غزل ۱۸۵۰ - شب گذشته دل از زلف پر شکن می گفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.