خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این شعر به موضوعاتی مانند درد درونی، عادتهای اجتماعی، تقابل کفر و دین، عشق، شهادت و جستجوی حقیقت میپردازد. شاعر از رنجهای روحی خود و تأثیر عادتهای جامعه بر زندگی فردی سخن میگوید و مفاهیمی مانند عشق، شهادت و حقیقت را با زبانی نمادین بیان میکند.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، استفاده از نمادهای پیچیده و نیاز به درک بالای ادبی و اجتماعی برای تفسیر صحیح شعر، این متن را برای مخاطبان بزرگسال مناسب میسازد.
غزل ۱۸۶۹ - درد دلم ز پرسش ارباب عادت است
درد دلم ز پرسش ارباب عادت است
بیماریی که هست مرا، از عیادت است ۱
در کنه کفر و دین نرسیده است هیچ کس
هنگامه گرم ساز جهان، رسم و عادت است ۲
آبی که خاکمال دهد آب خضر را
در چشمه سار جوهر تیغ شهادت است ۳
کم خون به سایه علم عشق می خوریم؟
حرفی است این که بال هما را سعادت است ۴
بر هر طرف که میل کند بحر، تابعم
موج مرا به کف چه عنان ارادت است؟ ۵
در ساغر زیاده طلب خون بود مدام
نشتر همیشه در خم خون زیادت است ۶
مشکل که سر به چشمه کوثر در آورد
صائب چنین که تشنه تیغ شهادت است ۷
بیماریی که هست مرا، از عیادت است ۱
در کنه کفر و دین نرسیده است هیچ کس
هنگامه گرم ساز جهان، رسم و عادت است ۲
آبی که خاکمال دهد آب خضر را
در چشمه سار جوهر تیغ شهادت است ۳
کم خون به سایه علم عشق می خوریم؟
حرفی است این که بال هما را سعادت است ۴
بر هر طرف که میل کند بحر، تابعم
موج مرا به کف چه عنان ارادت است؟ ۵
در ساغر زیاده طلب خون بود مدام
نشتر همیشه در خم خون زیادت است ۶
مشکل که سر به چشمه کوثر در آورد
صائب چنین که تشنه تیغ شهادت است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۶۸ - باد بهار سلسله جنبان صحبت است
گوهر بعدی:غزل ۱۸۷۰ - بیداری سیاه دلان عین غفلت است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.