خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از دل خود به عنوان منبع الهام، آرامش و حل مشکلات یاد میکند. او احساس میکند که دلش مانند باغ بهار، طوطی، دریا، ماه و خورشید است و نیازی به دیگران ندارد. شاعر همچنین به خودکفایی و بینش درونی خود اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۸۷۹ - آن بلبلم که باغ و بهارم دل خودست
آن بلبلم که باغ و بهارم دل خودست
آن طوطیم که آینه دارم دل خودست ۱
دستم نمی رسد به گریبان ساحلی
زین بحر بیکنار کنارم دل خودست ۲
هر مشکلی که بود گشودم به زور فکر
مانده است عقده ای که به کارم دل خودست ۳
چون ماه چارده به سر خوان آفتاب
پیوسته رزق جان فگارم دل خودست ۴
از دیگران چراغ نخواهد مزار من
کز سوز سینه شمع مزارم دل خودست ۵
از شرم نیست بال و پر جستجو مر
چون باز چشم بسته شکارم دل خودست ۶
فارغ ز نور عاریه چون چشم روزنم
خورشید و ماه لیل و نهارم دل خودست ۷
صائب به سرمه دگران نیست چشم من
روشنگر دو دیده تارم دل خودست ۸
آن طوطیم که آینه دارم دل خودست ۱
دستم نمی رسد به گریبان ساحلی
زین بحر بیکنار کنارم دل خودست ۲
هر مشکلی که بود گشودم به زور فکر
مانده است عقده ای که به کارم دل خودست ۳
چون ماه چارده به سر خوان آفتاب
پیوسته رزق جان فگارم دل خودست ۴
از دیگران چراغ نخواهد مزار من
کز سوز سینه شمع مزارم دل خودست ۵
از شرم نیست بال و پر جستجو مر
چون باز چشم بسته شکارم دل خودست ۶
فارغ ز نور عاریه چون چشم روزنم
خورشید و ماه لیل و نهارم دل خودست ۷
صائب به سرمه دگران نیست چشم من
روشنگر دو دیده تارم دل خودست ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۷۸ - تازه است دایم از سیهی داغ عندلیب
گوهر بعدی:غزل ۱۸۸۰ - دستی که ریزشی نکند شاخ بی برست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.