هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر و استعاره‌های پیچیده، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، تنهایی، و بی‌نهایتی درد و سخن می‌پردازد. شاعر از داغ عشق، حسادت، و محدودیت‌های زندگی سخن می‌گوید و بیان می‌کند که در جهانی پر از تضاد و رنج، سخن و درد بی‌نهایت است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مضامین مانند رنج و حسادت ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.

غزل ۱۸۷۸ - تازه است دایم از سیهی داغ عندلیب

تازه است دایم از سیهی داغ عندلیب
در گلشنی که زاغ و زغن بی نهایت است ۱

مشمار سهل رخنه گفتار خویش را
کاین رخنه در خرابی تن بی نهایت است ۲

دست ز کار رفته ز برگ است بیشتر
در کشوری که سیب ذقن بی نهایت است ۳

در غربت است چشم حسودان به زیر خاک
این چاه در زمین وطن بی نهایت است ۴

از مستمع گشوده شود چشمه سخن
هر جا سخن کش است، سخن بی نهایت است ۵

دندان به دل فشار که بر خوان روزگار
این لقمه های دست و دهن بی نهایت است ۶

جای دو مغز در ته یک پوست بیش نیست
در تنگنای چرخ دو تن بی نهایت است ۷

صائب سخن پذیر درین روزگار نیست
ورنه مرا به سینه سخن بی نهایت است ۸

زان غنچه لب شکایت من بی نهایت است
تنگ است وقت، ورنه سخن بی نهایت است ۹

در سینه گشاده من درد و داغ عشق
چون نافه در زمین ختن بی نهایت است ۱۰

پرهیز در زمان خط از یار مشکل است
در نوبهار، توبه شکن بی نهایت است ۱۱

ماه تمام می کند ایجاد هاله را
تا شمع روشن است لگن بی نهایت است ۱۲

چون میوه در تو تا رگ خامی به جای هست
گردن مکش، که دار و رسن بی نهایت است ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۷۷ - از آه، حسن را خطر بی نهایت است
گوهر بعدی:غزل ۱۸۷۹ - آن بلبلم که باغ و بهارم دل خودست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.