خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به موضوعاتی مانند عشق، دلپاکی، مستی، حقیقت، و زندگی میپردازد. شاعر از دل پاک و سخن تازه صحبت میکند و عشق را تلخ اما جانبخش میداند. همچنین، به مفاهیمی مانند مستی، دوری و نزدیکی، و حقیقت زندگی اشاره میکند. در پایان، شاعر به صائب تبریزی اشاره میکند و از دولت و گشایش سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از اشارات مانند مستی و عشق ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
غزل ۱۸۸۵ - سرچشمه نشاط دل پاک گوهرست
سرچشمه نشاط دل پاک گوهرست
تا دل شکفته است، سخن تازه و ترست ۱
جز حرف تلخ عشق کز او تازه است جان
دل می گزد اگر همه قند مکررست ۲
مجنون پاکباز بود فارغ از حساب
دیوانه را چه کار دیوان محشرست؟ ۳
حقی که هست دختر رز را به میکشان
در پیش حق شناس به از شیر مادرست ۴
تخت است دل چو از غم ایام شد سبک
سر چون گران شود ز می لعل، افسرست ۵
ماه تمام، گاه شود بدر و گه هلال
دوری که برقرار بود دور ساغرست ۶
باشد به خون غم می گلرنگ تشنه تر
شاهین اگر چه تشنه به خون کبوترست ۷
هر چند می کند می گلرنگ کار خویش
از دست ساقیان گل اندام خوشترست ۸
در بحر بیکنار نگیرد قرار موج
هر ناز او مقدمه ناز دیگرست ۹
زان تیغ الحذر که ز پیچ و خم میان
در چشم موشکاف، سراپای جوهرست ۱۰
زین صیدها که هست درین طرفه صیدگاه
در پای خم شکار بط می نکوترست ۱۱
صائب کجا ز درگه صاحبقران رود؟
دولت درین سرا و گشایش درین درست ۱۲
تا دل شکفته است، سخن تازه و ترست ۱
جز حرف تلخ عشق کز او تازه است جان
دل می گزد اگر همه قند مکررست ۲
مجنون پاکباز بود فارغ از حساب
دیوانه را چه کار دیوان محشرست؟ ۳
حقی که هست دختر رز را به میکشان
در پیش حق شناس به از شیر مادرست ۴
تخت است دل چو از غم ایام شد سبک
سر چون گران شود ز می لعل، افسرست ۵
ماه تمام، گاه شود بدر و گه هلال
دوری که برقرار بود دور ساغرست ۶
باشد به خون غم می گلرنگ تشنه تر
شاهین اگر چه تشنه به خون کبوترست ۷
هر چند می کند می گلرنگ کار خویش
از دست ساقیان گل اندام خوشترست ۸
در بحر بیکنار نگیرد قرار موج
هر ناز او مقدمه ناز دیگرست ۹
زان تیغ الحذر که ز پیچ و خم میان
در چشم موشکاف، سراپای جوهرست ۱۰
زین صیدها که هست درین طرفه صیدگاه
در پای خم شکار بط می نکوترست ۱۱
صائب کجا ز درگه صاحبقران رود؟
دولت درین سرا و گشایش درین درست ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۸۴ - آن را که در وطن لب نانی میسرست
گوهر بعدی:غزل ۱۸۸۶ - مردن به درد عشق به دنیا برابرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.