هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی به موضوعاتی مانند عشق، عرفان، دردهای بشری و دغدغههای معنوی میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر نمادین مانند چشم مست، درد عشق، دیوانگی و عارفان، به بیان مفاهیم عمیق انسانی و فلسفی میپردازد. متن همچنین به مفاهیمی مانند رهایی از خودی، غفلت، و ارزش بیداری معنوی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۹۱۹ - هر چند چشم مست تو هشیار عالم است
هر چند چشم مست تو هشیار عالم است
با بوالهوس شراب مخور، کار عالم است ۱
از درد عشق، روی به خوناب شسته ای است
هر گل که در سراسر گلزار عالم است ۲
دیوانه ای که چشم غزالش پلنگ بود
امروز رام کوچه و بازار عالم است ۳
در راه دل، پیاده دنبال مانده ای است
هر چند عقل، قافله سالار عالم است ۴
جز عارفی که از خودی آزاد گشته است
هر کس که هست صورت دیوار عالم است ۵
بر هر دلی که خواب گران پرده دار شد
در آرزوی دولت بیدار عالم است ۶
بر خود زبان آتش سوزان کند دراز
چون خار هر که در پی آزار عالم است ۷
در چشم عارفان جهان ابر رحمتی است
این غفلتی که پرده زنگار عالم است ۸
از قید سنگ می شود آخر شرر خلاص
رحم است بر کسی که گرفتار عالم است ۹
داند به سیم قلب گران ماه مصر را
آن پاک دیده ای که خریدار عالم است ۱۰
از ره مرو که دیده شیر حوادث است
گر روشنایی به شب تار عالم است ۱۱
لب تشنه ای است کآب نمی داند از سراب
بیچاره ای که واله رخسار عالم است ۱۲
صائب مرا به خواب نخواهد گذاشتن
بیدار دولتی که نگهدار عالم است ۱۳
با بوالهوس شراب مخور، کار عالم است ۱
از درد عشق، روی به خوناب شسته ای است
هر گل که در سراسر گلزار عالم است ۲
دیوانه ای که چشم غزالش پلنگ بود
امروز رام کوچه و بازار عالم است ۳
در راه دل، پیاده دنبال مانده ای است
هر چند عقل، قافله سالار عالم است ۴
جز عارفی که از خودی آزاد گشته است
هر کس که هست صورت دیوار عالم است ۵
بر هر دلی که خواب گران پرده دار شد
در آرزوی دولت بیدار عالم است ۶
بر خود زبان آتش سوزان کند دراز
چون خار هر که در پی آزار عالم است ۷
در چشم عارفان جهان ابر رحمتی است
این غفلتی که پرده زنگار عالم است ۸
از قید سنگ می شود آخر شرر خلاص
رحم است بر کسی که گرفتار عالم است ۹
داند به سیم قلب گران ماه مصر را
آن پاک دیده ای که خریدار عالم است ۱۰
از ره مرو که دیده شیر حوادث است
گر روشنایی به شب تار عالم است ۱۱
لب تشنه ای است کآب نمی داند از سراب
بیچاره ای که واله رخسار عالم است ۱۲
صائب مرا به خواب نخواهد گذاشتن
بیدار دولتی که نگهدار عالم است ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۱۸ - در زیر تیغ یار که سرها در او گم است
گوهر بعدی:غزل ۱۹۲۰ - هر نقش دلکشی که بر ایوان عالم است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.