خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از دردها و رنجهای درونی سخن میگوید و بیانگر تلاش برای رهایی از این دردهاست. شاعر از جستجوی مراد در جای نامناسب، بیکسی، و تلاش برای پاک کردن زنگار دل با اشک صحبت میکند. همچنین اشارهای به عبادت و طلب از درگاه حق دارد و در نهایت به ناامیدی از گوشهنشینی و درمان دردهای درونی میپردازد.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و دردهای درونی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۹۲۳ - راز نهان ز سینه در انداز جستن است
راز نهان ز سینه در انداز جستن است
از زور باده شیشه ما در شکستن است ۱
گفتن به آه درد دل خود ز بیکسی
مکتوب خود به بال و پر تیر بستن است ۲
جستن مراد خود ز خسیسان دل سیاه
سوزن ز کاهدان شب تاریک جستن است ۳
روزی طلب ز درگه حق کن که پیش خلق
لب بازکردنت در توفیق بستن است ۴
بیخود به طوف کعبه روان شو که با خودی
احرام بستن تو چو زنار بستن است ۵
گفتم کنم به گوشه نشینی علاج نفس
غافل که سرفرازی سگ در نشستن است ۶
صائب ز سینه زنگ زدودن به اشک گرم
داغ کلف ز آینه ماه شستن است ۷
از زور باده شیشه ما در شکستن است ۱
گفتن به آه درد دل خود ز بیکسی
مکتوب خود به بال و پر تیر بستن است ۲
جستن مراد خود ز خسیسان دل سیاه
سوزن ز کاهدان شب تاریک جستن است ۳
روزی طلب ز درگه حق کن که پیش خلق
لب بازکردنت در توفیق بستن است ۴
بیخود به طوف کعبه روان شو که با خودی
احرام بستن تو چو زنار بستن است ۵
گفتم کنم به گوشه نشینی علاج نفس
غافل که سرفرازی سگ در نشستن است ۶
صائب ز سینه زنگ زدودن به اشک گرم
داغ کلف ز آینه ماه شستن است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۲۲ - احوال دل ز دیده خونبار روشن است
گوهر بعدی:غزل ۱۹۲۴ - آسودگی به کنج قناعت نشستن است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.