هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مفاهیمی مانند عشق، تلاش، خودشناسی و رموز جهان سخن می‌گوید. شاعر با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند شیطان دلیر، یوسف نقاب‌دار، و شراب، به بیان حالات درونی و رابطه‌ی انسان با جهان هستی می‌پردازد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژگان و مفاهیم مانند شراب و شیطان ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب یا گمراه‌کننده باشد.

غزل ۱۹۴۱ - شیطان دلیر تبر تو ز حال خراب توست

شیطان دلیر تبر تو ز حال خراب توست
دزدی است این که پرده گلیمش ز خواب توست ۱

چشم سفید کرده خود را عزیز دار
کان یوسفی که می طلبی در نقاب توست ۲

از کوشش تو می رود از پیش کار ما
پای به خواب رفته ما در رکاب توست ۳

آب از عقیق و رنگ و ز یاقوت می برد
آن شوخ دیده ای که حریف شراب توست ۴

چون لاله برگ عیشی اگر هست در جهان
در پرده دلی است که داغ و کباب توست ۵

شوخی و شرم جمع نکرده است هیچ کس
این برق خانه سوز نهان در سحاب توست ۶

از خط اگر چه حسن تو شد پای در رکاب
بیهوشیم ز باده پا در رکاب توست ۷

چشم ترا غبار علایق گرفته است
ورنه رموز هر دو جهان در کتاب توست ۸

ز آهستگی بریده شود راه دور عشق
زنجیر پای سعی تو صائب شتاب توست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۴۰ - شاهنشهی است عشق که عالم گدای اوست
گوهر بعدی:غزل ۱۹۴۲ - محتاج کی به نشأه می چشم مست توست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.