خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق عمیق و وابستگی شاعر به معشوق است. شاعر از عشق بیپایان خود میگوید و اینکه همه چیز در زندگیاش به معشوق مرتبط است. او از سجدههای بیمعنا، حسرت دیدار، و عشق بینظیر معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که هیچ لذتی برابر وصال معشوق نیست.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۹۴۶ - پوچ است هر سری که نه در وی هوای توست
پوچ است هر سری که نه در وی هوای توست
سهوست سجده ای که نه بر خاک پای توست ۱
طبل رحیل هوش من آواز پای توست
حسرت نصیب دیده من از لقای توست ۲
در پرده های چشم شکر خواب صبح نیست
شیرینیی که در دو لب جانفزای توست ۳
خون می کند عرق ز شفق هر صباح و شام
از بس که آفتاب خجل از لقای توست ۴
در باز کردن در باغ بهشت نیست
فیضی که در گشودن بند قبای توست ۵
ظرف وصال نیست من تنگ ظرف را
طبل رحیل هوش من آواز پای توست ۶
خودداری سپند در آتش بود محال
خالی است جای من به حریمی که جای توست ۷
هر شاخ گلی که دست کند در چمن بلند
از روی صدق ورد زبانش دعای توست ۸
هر دل رمیده ای که بساط زمانه داشت
امروز در کمند دو زلف رسای توست ۹
ره نیست در حریم تو هر خودپرست را
بیگانه هر که گشت ز خود آشنای توست ۱۰
چون ترک دلبری ننمایند دلبران ؟
چون هر کجا دلی که بود مبتلای توست ۱۱
استادگی چگونه کند در نثار جان؟
صائب که مرگ و زندگیش از برای توست ۱۲
سهوست سجده ای که نه بر خاک پای توست ۱
طبل رحیل هوش من آواز پای توست
حسرت نصیب دیده من از لقای توست ۲
در پرده های چشم شکر خواب صبح نیست
شیرینیی که در دو لب جانفزای توست ۳
خون می کند عرق ز شفق هر صباح و شام
از بس که آفتاب خجل از لقای توست ۴
در باز کردن در باغ بهشت نیست
فیضی که در گشودن بند قبای توست ۵
ظرف وصال نیست من تنگ ظرف را
طبل رحیل هوش من آواز پای توست ۶
خودداری سپند در آتش بود محال
خالی است جای من به حریمی که جای توست ۷
هر شاخ گلی که دست کند در چمن بلند
از روی صدق ورد زبانش دعای توست ۸
هر دل رمیده ای که بساط زمانه داشت
امروز در کمند دو زلف رسای توست ۹
ره نیست در حریم تو هر خودپرست را
بیگانه هر که گشت ز خود آشنای توست ۱۰
چون ترک دلبری ننمایند دلبران ؟
چون هر کجا دلی که بود مبتلای توست ۱۱
استادگی چگونه کند در نثار جان؟
صائب که مرگ و زندگیش از برای توست ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۴۵ - رزق وسیع در قدم میهمان توست
گوهر بعدی:غزل ۱۹۴۷ - لعل لب پیاله می آبدار ازوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.