خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که بر مهماننوازی، شکرگزاری، بخشش، ترک وابستگیهای دنیوی، اعتماد به خداوند، قدرت دعا، و احساس تعلق به وطن تأکید دارد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، مفاهیم بلند معنوی را بیان میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در متن برای درک و تجربه نیاز به بلوغ فکری و شناختی دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۱۹۴۵ - رزق وسیع در قدم میهمان توست
رزق وسیع در قدم میهمان توست
هر کس که میهمان تو شد میزبان توست ۱
نعمت شود زیاده به قدر زبان شکر
نخلی است این که ریشه آن در دهان توست ۲
گر سایه ای به سوخته جانی فکنده ای
در آفتابروی جزا سایبان توست ۳
آسودگی نتیجه ترک علایق است
پوشیدن نظر ز جهان دیده بان توست ۴
در خاک و خون ترا نکشیده است تا زبان
در خامشی گریز که دارالامان توست ۵
تیر دعای صافدلان نیست نارسا
هر نارسایی که بود در کمان توست ۶
هر چند از رکاب تو دور افتاده ایم
دست ز کاررفته ما در عنان توست ۷
غربت نمی کشی ز وطن هر کجا روی
از زیر بال خویش اگر آشیان توست ۸
صائب ز نغمه تو شکرزار شد جهان
گفتار، حق خامه شیرین زبان توست ۹
هر کس که میهمان تو شد میزبان توست ۱
نعمت شود زیاده به قدر زبان شکر
نخلی است این که ریشه آن در دهان توست ۲
گر سایه ای به سوخته جانی فکنده ای
در آفتابروی جزا سایبان توست ۳
آسودگی نتیجه ترک علایق است
پوشیدن نظر ز جهان دیده بان توست ۴
در خاک و خون ترا نکشیده است تا زبان
در خامشی گریز که دارالامان توست ۵
تیر دعای صافدلان نیست نارسا
هر نارسایی که بود در کمان توست ۶
هر چند از رکاب تو دور افتاده ایم
دست ز کاررفته ما در عنان توست ۷
غربت نمی کشی ز وطن هر کجا روی
از زیر بال خویش اگر آشیان توست ۸
صائب ز نغمه تو شکرزار شد جهان
گفتار، حق خامه شیرین زبان توست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۴۴ - زان آتشین میی که ز لب در ایاغ توست
گوهر بعدی:غزل ۱۹۴۶ - پوچ است هر سری که نه در وی هوای توست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.