هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از پیری و محدودیتهای جسمی خود میگوید، اما تأکید دارد که روح و خیال او همچنان آزاد و جهانگرد است. او از رنجها و سختیهای زندگی سخن میگوید، اما عشق و دلبستگیهایش را فراموش نکرده است. شاعر همچنین به تأثیرات منفی گفتوگوهای بیثمر و حوادث زندگی اشاره میکند و استقامت خود را در برابر این مشکلات نشان میدهد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و سختیهای زندگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۱۹۵۶ - پیری اگر چه بال و پرم را شکسته است
پیری اگر چه بال و پرم را شکسته است
پای جهان نورد خیالم نبسته است ۱
گر بشنوی زمن دو سه حرفی چه می شود؟
راه سخن به مور، سلیمان نبسته است ۲
در تنگنای خاک کند سیر لامکان
آزاده ای که دام علایق گسسته است ۳
خون می چکد به هر لبی انگشت می زنی
از زیر تیغ چرخ، مسلم که جسته است؟ ۴
با سوزن مسیح نمی آرم برون
خاری که در ره تو به پایم شکسته است ۵
زلف تو در گرفتن دلهاست بیقرار
هر چند از گرانی دلها شکسته است ۶
از قیل و قال تیره شود وقت اهل حال
از عکس طوطی آینه ام زنگ بسته است ۷
صائب ز سیل حادثه از جا نمی رود
چون کوه هر که پای به دامن شکسته است ۸
پای جهان نورد خیالم نبسته است ۱
گر بشنوی زمن دو سه حرفی چه می شود؟
راه سخن به مور، سلیمان نبسته است ۲
در تنگنای خاک کند سیر لامکان
آزاده ای که دام علایق گسسته است ۳
خون می چکد به هر لبی انگشت می زنی
از زیر تیغ چرخ، مسلم که جسته است؟ ۴
با سوزن مسیح نمی آرم برون
خاری که در ره تو به پایم شکسته است ۵
زلف تو در گرفتن دلهاست بیقرار
هر چند از گرانی دلها شکسته است ۶
از قیل و قال تیره شود وقت اهل حال
از عکس طوطی آینه ام زنگ بسته است ۷
صائب ز سیل حادثه از جا نمی رود
چون کوه هر که پای به دامن شکسته است ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۵۵ - این خار غم که در دل بلبل نشسته است
گوهر بعدی:غزل ۱۹۵۷ - عیش دل شکسته به آزار بسته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.