هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، غزلی عاشقانه و عارفانه است که از درد فراق، عشق ناکام و رنجهای روزگار سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند گل، یوسف، دریا و طوفان، حالات روحی خود را بیان میکند و از بیقراری و شوریدگی عاشق میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده، و درک احساسات شاعرانه موجود در متن، برای درک و لذت بردن از شعر، به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی بیشتری نیاز دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
غزل ۱۹۵۸ - از رفتن تو باغ پریشان نشسته است
از رفتن تو باغ پریشان نشسته است
گل در کمین چاک گریبان نشسته است ۱
دامن کشیدن از کف عشاق سهل نیست
یوسف ازین گناه به زندان نشسته است ۲
در روزگار کشتی عاشق شکست ما
دریا به خواب رفته و طوفان نشسته است ۳
شوریده ای کجاست قدم در میان نهد؟
شد مدتی که شور بیابان نشسته است ۴
در راه خاکساری ما چوب منع نیست
این گرد بر بساط سلیمان نشسته است ۵
شد مدتی که داغ سیه روزگار ما
در انتظار صبح نمکدان نشسته است ۶
از حال دل مپرس که با اهل عقل چیست
دیوانه ای میانه طفلان نشسته است ۷
تا آمده است سینه صائب به جوش فکر
از جوش، بحر قلزم و عمان نشسته است ۸
گل در کمین چاک گریبان نشسته است ۱
دامن کشیدن از کف عشاق سهل نیست
یوسف ازین گناه به زندان نشسته است ۲
در روزگار کشتی عاشق شکست ما
دریا به خواب رفته و طوفان نشسته است ۳
شوریده ای کجاست قدم در میان نهد؟
شد مدتی که شور بیابان نشسته است ۴
در راه خاکساری ما چوب منع نیست
این گرد بر بساط سلیمان نشسته است ۵
شد مدتی که داغ سیه روزگار ما
در انتظار صبح نمکدان نشسته است ۶
از حال دل مپرس که با اهل عقل چیست
دیوانه ای میانه طفلان نشسته است ۷
تا آمده است سینه صائب به جوش فکر
از جوش، بحر قلزم و عمان نشسته است ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۵۷ - عیش دل شکسته به آزار بسته است
گوهر بعدی:غزل ۱۹۵۹ - آن کس که تاج را به فریدون گذاشته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.