خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، به زیبایی‌های معشوق و تأثیرات عمیق عشق و شوریدگی ناشی از آن می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند تبسم شیرین، مهر بر دهان انگبین، و نقش عنبرین بر رخسار، حالات عاشقانه و عرفانی خود را بیان می‌کند. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیمی مانند امید، شمع و آتش، و نقشبند عشق دارد که نشان‌دهنده‌ی عمق احساسات و تجربیات شاعر است.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۹۷۴ - شیرین تبسمی که مرا راه دین زده است

شیرین تبسمی که مرا راه دین زده است
از موم، مهر بر دهن انگبین زده است ۱

خواهد به خون شکست خمار شبانه را
مستی که شیشه دل ما بر زمین زده است ۲

دیگر چه گفته اند که آن یار دلنواز
از زلف باز کرده گره، بر جبین زده است؟ ۳

غافل ز نقشبند کند اهل هوش را
نقشی که بر رخ تو خط عنبرین زده است ۴

جان می دهد چو شمع برای نیم صبح
هر کس تمام شب نفس آتشین زده است ۵

کاری است کار عشق که از شوق دیدنش
شیرین مکرر آینه را بر زمین زده است ۶

روشن کند به چهره دو صد شمع کشته را
شوخی که بر چراغ دلم آستین زده است ۷

نقش امید ساده دلان بیشتر شده است
هر چند غوطه در سیهی آن نگین زده است ۸

صائب نمانده است دل ساده در جهان
از بس که خامه ام رقم دلنشین زده است ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۷۳ - دل را ز کینه هر که سبکبار کرده است
گوهر بعدی:غزل ۱۹۷۵ - تا زلف او به باد صبا آشنا شده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.