هوش مصنوعی:
این شعر به موضوع تشنگی و عطش در ابعاد مختلف جسمی و عاطفی میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زنده مانند لبهای خشک، تبخال آتشین، بیابان و موجهای سراب، احساس تشنگی را بهعنوان نمادی از عشق، درد و اشتیاق توصیف میکند. همچنین، تشنگی بهعنوان محرکی برای جستوجوی معنا و زیبایی در زندگی مطرح میشود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی تصاویر مانند 'سینه سوزان' و 'زخم تیغ' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
غزل ۲۰۰۷ - لبهای خشک، موجه عمان تشنگی است
لبهای خشک، موجه عمان تشنگی است
تبخال آتشین، گل بستان تشنگی است ۱
گر هست اثر ز حسن گلوسوز در جهان
در دودمان شمع شبستان تشنگی است ۲
جنت بود هلاک دل داغ دیدگان
کوثر کباب سینه سوزان تشنگی است ۳
تبخال آتشین به لب سوزناک من
چشمی بود که واله و حیران تشنگی است ۴
حسن برشته ای که جگر را کند کباب
بی چشم زخم، ریگ بیابان تشنگی است ۵
قطع نظر ز حسن گلوسوز مشکل است
کوثر وگرنه دست و گریبان تشنگی است ۶
رعناترست یکقلم از عمر جاودان
هر مد کوتهی که به دیوان تشنگی است ۷
آگاه نیستی که چه گلهای آتشین
در بوته های خار مغیلان تشنگی است ۸
همواری دلی که طمع داری از حیات
موقوف بر درشتی سوهان تشنگی است ۹
رقص نشاط کشتی عاشق شکست ما
موقوف چارموجه طوفان تشنگی است ۱۰
شوقم ز خط فزود به آن لعل آبدار
موج سراب، سلسله جنبان تشنگی است ۱۱
سیری ز زخم تیغ تو نقشی بود بر آب
هر موج ازان محیط، رگ جان تشنگی است ۱۲
پی می برد ز خشکی لبها به سوز دل
صائب نگاه هر که زبان دان تشنگی است ۱۳
تبخال آتشین، گل بستان تشنگی است ۱
گر هست اثر ز حسن گلوسوز در جهان
در دودمان شمع شبستان تشنگی است ۲
جنت بود هلاک دل داغ دیدگان
کوثر کباب سینه سوزان تشنگی است ۳
تبخال آتشین به لب سوزناک من
چشمی بود که واله و حیران تشنگی است ۴
حسن برشته ای که جگر را کند کباب
بی چشم زخم، ریگ بیابان تشنگی است ۵
قطع نظر ز حسن گلوسوز مشکل است
کوثر وگرنه دست و گریبان تشنگی است ۶
رعناترست یکقلم از عمر جاودان
هر مد کوتهی که به دیوان تشنگی است ۷
آگاه نیستی که چه گلهای آتشین
در بوته های خار مغیلان تشنگی است ۸
همواری دلی که طمع داری از حیات
موقوف بر درشتی سوهان تشنگی است ۹
رقص نشاط کشتی عاشق شکست ما
موقوف چارموجه طوفان تشنگی است ۱۰
شوقم ز خط فزود به آن لعل آبدار
موج سراب، سلسله جنبان تشنگی است ۱۱
سیری ز زخم تیغ تو نقشی بود بر آب
هر موج ازان محیط، رگ جان تشنگی است ۱۲
پی می برد ز خشکی لبها به سوز دل
صائب نگاه هر که زبان دان تشنگی است ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۰۶ - برهان واصلان فنا آرمیدگی است
گوهر بعدی:غزل ۲۰۰۸ - چون صبح، زندگانی روشندلان دمی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.