هوش مصنوعی:
این متن عرفانی و شاعرانه به بیان عشق و اشتیاق به معشوق الهی میپردازد. شاعر از جمال پنهان معشوق، نیاز به انقطاع از دنیا برای وصال او، وصف ناپذیری جمالش، و امید به وصل سخن میگوید. همچنین، تأکید بر این است که تنها با رها کردن تعلقات دنیوی میتوان به این وصال دست یافت.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار است. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به دانش ادبی و عرفانی پایه دارد.
غزل ۲۰۱۶ - چندین جمال هست نهان در جلال دوست
چندین جمال هست نهان در جلال دوست
خوشتر ز گوشوار بود گوشمال دوست ۱
پیوند نابریده میسر نمی شود
موقوف انقطاع بود اتصال دوست ۲
در پرده آب کرد دل کاینات را
ای وای اگر ز پرده برآید جمال دوست ۳
اوج وصال در خور پرواز ما نبود
بی بال و پر شدیم به امید بال دوست ۴
پیوسته با محیط بود جویبار موج
دل را که منع می کند از اتصال دوست؟ ۵
بر سنگ زن که آهن زنگار خورده ای است
آیینه ای که آب نشد از مثال دوست ۶
چون طفل روزه دار، سراپای دیده ایم
تا از کدام ابر برآید هلال دوست ۷
معنی ربوده است مرا بیشتر ز لفظ
پروای دوست نیست مرا از خیال دوست ۸
موج و حباب تیره کند بحر صاف را
حاجت به خط و خال ندارد جمال دوست ۹
گردد ز خشکی و تری شاخ مختلف
عام است ورنه فیض نسیم وصال دوست ۱۰
از ناله و فغان نشود طبع من ملول
جمع است خاطرم ز دل بی ملال دوست ۱۱
در نوبهار حشر نیاید برون ز خاک
هر دانه دلی که نشد پایمال دوست ۱۲
بگذر ز سر، که هر که درین راه سر نباخت
در جیب خاک ماند سرش ز انفعال دوست ۱۳
هر ذره ای نو ای اناالشمس می زند
در خانه ام ز روشنی بی زوال دوست ۱۴
ظرف حباب در خور بحر محیط زیست
صائب مرا بس است امید وصال دوست ۱۵
خوشتر ز گوشوار بود گوشمال دوست ۱
پیوند نابریده میسر نمی شود
موقوف انقطاع بود اتصال دوست ۲
در پرده آب کرد دل کاینات را
ای وای اگر ز پرده برآید جمال دوست ۳
اوج وصال در خور پرواز ما نبود
بی بال و پر شدیم به امید بال دوست ۴
پیوسته با محیط بود جویبار موج
دل را که منع می کند از اتصال دوست؟ ۵
بر سنگ زن که آهن زنگار خورده ای است
آیینه ای که آب نشد از مثال دوست ۶
چون طفل روزه دار، سراپای دیده ایم
تا از کدام ابر برآید هلال دوست ۷
معنی ربوده است مرا بیشتر ز لفظ
پروای دوست نیست مرا از خیال دوست ۸
موج و حباب تیره کند بحر صاف را
حاجت به خط و خال ندارد جمال دوست ۹
گردد ز خشکی و تری شاخ مختلف
عام است ورنه فیض نسیم وصال دوست ۱۰
از ناله و فغان نشود طبع من ملول
جمع است خاطرم ز دل بی ملال دوست ۱۱
در نوبهار حشر نیاید برون ز خاک
هر دانه دلی که نشد پایمال دوست ۱۲
بگذر ز سر، که هر که درین راه سر نباخت
در جیب خاک ماند سرش ز انفعال دوست ۱۳
هر ذره ای نو ای اناالشمس می زند
در خانه ام ز روشنی بی زوال دوست ۱۴
ظرف حباب در خور بحر محیط زیست
صائب مرا بس است امید وصال دوست ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۱۵ - از لخت دل مرا مژه در چشم تر شکست
گوهر بعدی:غزل ۲۰۱۷ - تا چند بشنوم ز رسولان پیام دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.