هوش مصنوعی: این شعر به موضوعاتی مانند عشق، درد، حیرت، بی‌خودی، و روزگار پرتلاطم می‌پردازد. شاعر از بی‌مهری روزگار، ناپایداری دنیا، و رهایی آزادگان از دلبستگی‌های مادی سخن می‌گوید. همچنین، تأکید بر اهمیت عشق و درد به عنوان عناصر اساسی زندگی دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و بی‌مهری روزگار نیاز به درک بالاتری از زندگی دارند.

غزل ۲۰۴۶ - بی عشق، آه در جگر روزگار نیست

بی عشق، آه در جگر روزگار نیست
بی درد، تاب در کمر روزگار نیست ۱

حیرانیان روی عرقناک یار را
پروای بحر پر خطر روزگار نیست ۲

عقل زبون، رعیت این بی مروت است
در ملک بیخودی خبر روزگار نیست ۳

بی چشم زخم، روی به خون شسته من است
رویی که زخمی نظر روزگار نیست ۴

در زیر پوست نیست جهان وجود را
خونی که رزق نیشتر روزگار نیست ۵

خط مسلمی ز علایق گرفته ام
ما را دماغ دردسر روزگار نیست ۶

از چشم مور حرص، شکر خواب برده است
شیرینیی که در شکر روزگار نیست ۷

تا نبض آرمیدگی دل نجسته است
اندیشه ای ز شور و شر روزگار نیست ۸

آب مروتی که جگر سینه چاک اوست
زحمت مکش که در گهر روزگار نیست ۹

آزادگان به ملک جهان دل نبسته اند
این بیضه زیر بال و پر روزگار نیست ۱۰

آن را که عشق لنگر حیرت به دست داد
پروای بحر پر خطر روزگار نیست ۱۱

صائب به خاک راه مریز آبروی خویش
چون آب رحم در جگر روزگار نیست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۴۵ - دلهای آرمیده به مطلب سوار نیست
گوهر بعدی:غزل ۲۰۴۷ - بازآ که بی تو مجلس ما را حضور نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.