هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، غزلی عاشقانه و عارفانه است که مضامینی مانند دوری از معشوق، درد فراق، ناپایداری دنیا، و ارزش عشق را بیان می‌کند. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارات عمیق، احساسات خود را نسبت به معشوق و روزگار بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار است. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و اجتماعی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

غزل ۲۰۴۷ - بازآ که بی تو مجلس ما را حضور نیست

بازآ که بی تو مجلس ما را حضور نیست
در جبهه صراحی و پیمانه نور نیست ۱

از زنده رود زنده دلی آب خورده ایم
در موج خیز غم دل ما بی سرور نیست ۲

گرگان روزگار ز یکدیگرش درند
آن را که پوستین گریبان سمور نیست ۳

پیراهنی کجاست، که بر اهل روزگار
روشن شود که دیده یعقوب کور نیست ۴

از پرتو جمال تو خواهد گداختن
آخر خمیر آینه از سنگ طور نیست ۵

هر جا نفیر خواب کند بخت ما بلند
آنجا مجال دم زدن نفخ صور نیست ۶

سر گرم عشق را به کلاه نمد چه کار؟
خورشید اگر برهنه نگردد قصور نیست ۷

از برق حادثات به باد فنا رود
هر خرمنی که گوشه چشمش به مور نیست ۸

تا چند در میان فکنی باد و شانه را؟
دل را نمی دهیم به زلف تو، زور نیست! ۹

دست سبو سلامت و پای خم شراب!
ما را چه شد که دست به زانوی حور نیست ۱۰

کوته نظر تلاش کند قرب دوست را
نزدیک را خبر ز نگه های دور نیست ۱۱

صائب چه آتشی است، که در بزم روزگار
بی شعله طبیعت او هیچ نور نیست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۴۶ - بی عشق، آه در جگر روزگار نیست
گوهر بعدی:غزل ۲۰۴۸ - داغم چو آفتاب سیاهی پذیر نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.