خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، به بیان احساسات شاعرانه درباره عشق، فراق، و رنجهای عاشق میپردازد. شاعر از عناصری مانند گل، باغ، آتش، و دریا برای توصیف حالات درونی خود استفاده میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۰۷۴ - از شرم اگر چه روی تو چندین نقاب داشت
از شرم اگر چه روی تو چندین نقاب داشت
هر ذره از فروغ تو چشم پر آب داشت ۱
رفتی به سیر گلشن و از شرم آب شد
هر گل که باغبان ز برای گلاب داشت ۲
دود قیامت از دل آتش بلند کرد
خونابه ای که در دل گرم این کباب داشت ۳
می خواست زین خرابه به جای خراج، گنج
فرمانروای عشق که ما را خراب داشت ۴
در گلشنی که بلبل ما شد سیه گلیم
هر غنچه در نقاب، گل آفتاب داشت ۵
مجنون به ریگ بادیه غم های خود شمرد
یاد زمانه ای که غم دل حساب داشت ۶
زان آتشی که در دل من عشق برفروخت
هر موی من چو موی میان پیچ و تاب داشت ۷
از ورطه ای که کشتی ما بر کنار رفت
دریا خطر ز گردش چشم حباب داشت ۸
صائب ز ما دگر سخن خونچکان مجوی
تا خام بود، گریه خونین کباب داشت ۹
هر ذره از فروغ تو چشم پر آب داشت ۱
رفتی به سیر گلشن و از شرم آب شد
هر گل که باغبان ز برای گلاب داشت ۲
دود قیامت از دل آتش بلند کرد
خونابه ای که در دل گرم این کباب داشت ۳
می خواست زین خرابه به جای خراج، گنج
فرمانروای عشق که ما را خراب داشت ۴
در گلشنی که بلبل ما شد سیه گلیم
هر غنچه در نقاب، گل آفتاب داشت ۵
مجنون به ریگ بادیه غم های خود شمرد
یاد زمانه ای که غم دل حساب داشت ۶
زان آتشی که در دل من عشق برفروخت
هر موی من چو موی میان پیچ و تاب داشت ۷
از ورطه ای که کشتی ما بر کنار رفت
دریا خطر ز گردش چشم حباب داشت ۸
صائب ز ما دگر سخن خونچکان مجوی
تا خام بود، گریه خونین کباب داشت ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۷۳ - ما را زبان شکوه ز جور زمانه نیست
گوهر بعدی:غزل ۲۰۷۵ - ساقی ز ما شراب نخواهد دریغ داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.