هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر غم و اندوه ناشی از گذشت زمان، پیری و ناتوانی در رسیدن به آرزوهاست. شاعر از فرصتهای از دست رفته، عشق ناکام و سختیهای زندگی مینالد و به مفاهیمی مانند مرگ، تقدیر و ناامیدی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، اشاره به مرگ و ناامیدی، و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد و نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۱۰۶ - از حد گذشت وقت سحر آرمیدنت
از حد گذشت وقت سحر آرمیدنت
پستان صبح خشک شد از نامکیدنت ۱
دامان عمر دست و گریبان خاک شد
باقی است همچنان هوس بزم چیدنت ۲
شد شیشه دل دو چشم تو از عینک و هنوز
مشتاق حسن سنگدلان است دیدنت ۳
زینسان که پای عزم تو در خواب رفته است
بسیار مشکل است به منزل رسیدنت ۴
اکنون که در دهان تو دندان بجا نماند
بی حاصل است داعیه لب گزیدنت ۵
با این گرانیی که تو داری چو پای خم
مشکل بود ز کوی مغان پاکشیدنت ۶
چندان هوای نفس عنان ترا گرفت
کز دست رفت قوت از خود رمیدنت ۷
در خون کشید تیر قضا صد هزار صید
از سر نرفت مستی غافل چریدنت ۸
صائب شکسته باش که آخر شکستگی
چون موج می شود پر و بال پریدنت ۹
پستان صبح خشک شد از نامکیدنت ۱
دامان عمر دست و گریبان خاک شد
باقی است همچنان هوس بزم چیدنت ۲
شد شیشه دل دو چشم تو از عینک و هنوز
مشتاق حسن سنگدلان است دیدنت ۳
زینسان که پای عزم تو در خواب رفته است
بسیار مشکل است به منزل رسیدنت ۴
اکنون که در دهان تو دندان بجا نماند
بی حاصل است داعیه لب گزیدنت ۵
با این گرانیی که تو داری چو پای خم
مشکل بود ز کوی مغان پاکشیدنت ۶
چندان هوای نفس عنان ترا گرفت
کز دست رفت قوت از خود رمیدنت ۷
در خون کشید تیر قضا صد هزار صید
از سر نرفت مستی غافل چریدنت ۸
صائب شکسته باش که آخر شکستگی
چون موج می شود پر و بال پریدنت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۰۵ - تنها نه اشک راز مرا جسته جسته گفت
گوهر بعدی:غزل ۲۱۰۷ - ماهی که ز پرتو به جهان شور درانداخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.