هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، به توصیف زیبایی معشوق و تأثیر عمیق آن بر دل‌ها می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند زلف معشوق، شب، و سیل، احساسات شدید عاشقانه و درد فراق را بیان می‌کند. همچنین، اشعار حاوی مضامین عرفانی مانند بیداری دل و جذبه‌های روحانی است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۲۱۱۵ - تمکین خرام تو ز بسیاری دلهاست

تمکین خرام تو ز بسیاری دلهاست
این سیل، بلنگر ز گرانباری دلهاست ۱

هر حلقه ای از زلف تو، چون حلقه ماتم
از نوحه و از گریه و از زاری دلهاست ۲

بی جلوه انجم، دل شب پرده خواب است
فیض شب آن زلف ز بیداری دلهاست ۳

از شورش جانهاست پریشانی آن زلف
بیماری چشمش ز پرستاری دلهاست ۴

از جلوه او، کیست ز دل دست نشوید؟
خار و خس این سیل، عنانداری دلهاست ۵

مشکل که کند گوش، امان نامه خط را
خال تو که مشغول جگرخواری دلهاست ۶

تا دل نشود بیخبر، آسوده نگردد
مستی عرق صحت بیماری دلهاست ۷

صائب دو جهان سوزد اگر روی نماید
آن نور که در پرده زنگاری دلهاست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۱۴ - خمخانه افلاک تهی ساخته ماست
گوهر بعدی:غزل ۲۱۱۶ - چشم تو عجب نیست اگر مست و خراب است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.