خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از عشق به عنوان نیرویی متعالی و متحول کننده یاد میکند. شاعر از عشق به عنوان عاملی سخن میگوید که میتواند جهانها را دگرگون کند و به عنوان منبع زیبایی و حقیقت در زندگی توصیف میشود. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند جذابیت، فتنه، و تأثیر نگاه معشوق بر دلها دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'فتنه' و 'خونها در دل مردم' ممکن است نیاز به درک بالاتری از ادبیات و فلسفه داشته باشند.
غزل ۲۱۵۰ - مرغی که رمیدن ز جهان بال و پر اوست
مرغی که رمیدن ز جهان بال و پر اوست
از عرش گذشتن سفر مختصر اوست ۱
عشق و محیطی است که دلها گهر اوست
نیلی رخ افلاک ز موج خطر اوست ۲
عشق تو همایی است که دولت اثر اوست
بر هم زدن هر دو جهان بال و پر اوست ۳
شیرینی جان چاشنی خنده ندارد
این شیوه جانسوز همین با شکر اوست ۴
سیری ز تماشای خود آن حسن ندارد
تا آینه دیده ما در نظر اوست ۵
چشم تو چه خونها که کند در دل مردم
زان فتنه خوابیده که در زیر سر اوست ۶
شوخی که مرا بی دل و دین ساخته صائب
بتخانه چین پرده نشین نظر اوست ۷
از عرش گذشتن سفر مختصر اوست ۱
عشق و محیطی است که دلها گهر اوست
نیلی رخ افلاک ز موج خطر اوست ۲
عشق تو همایی است که دولت اثر اوست
بر هم زدن هر دو جهان بال و پر اوست ۳
شیرینی جان چاشنی خنده ندارد
این شیوه جانسوز همین با شکر اوست ۴
سیری ز تماشای خود آن حسن ندارد
تا آینه دیده ما در نظر اوست ۵
چشم تو چه خونها که کند در دل مردم
زان فتنه خوابیده که در زیر سر اوست ۶
شوخی که مرا بی دل و دین ساخته صائب
بتخانه چین پرده نشین نظر اوست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۴۹ - چشمی که نظرباز به آن طاق دو ابروست
گوهر بعدی:غزل ۲۱۵۱ - عشق است که اکسیر بقا خاک در اوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.