هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، بیانگر ناپایداری زندگی و گذرایی عمر است. شاعر با تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، از نزدیک بودن مرگ، بیثباتی جهان، و فرصت کم انسان برای زندگی سخن میگوید. او همچنین به ناامیدی از عشق و معنویت اشاره میکند و در نهایت، به دنبال آرامش و تسلی در آخرین لحظات زندگی است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر، مانند مرگ، ناامیدی، و گذرایی عمر، برای درک کامل نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارند. نوجوانان زیر 16 سال ممکن است در درک این مفاهیم با مشکل مواجه شوند یا تحت تأثیر منفی فضای یأسآلود شعر قرار بگیرند.
غزل ۲۱۶۲ - از مرگ به ما نیم نفس بیش نمانده است
از مرگ به ما نیم نفس بیش نمانده است
یک گام ز سیلاب به خس بیش نمانده است ۱
نازک شده سر رشته پیوند تن و جان
مرغی به لب بام قفس بیش نمانده است ۲
چون برگ خزان دیده و چون شمع سحرگاه
از عمر مرا نیم نفس بیش نمانده است ۳
در ناله دلها ز اجابت اثری نیست
نالیدن پوچی ز جرس بیش نمانده است ۴
نه کوهکنی هست درین عرصه نه پرویز
آوازه ای از عشق و هوس بیش نمانده است ۵
زان حسن گلوسوز که صد تنگ شکر بود
از غارت خط، بال مگس بیش نمانده است ۶
وقت است چو خورشید درآیی به کنارم
کز عمر مرا یک دو نفس بیش نمانده است ۷
بر روی زمین صائب و بر چرخ مسیحا
در انفس و آفاق دو کس بیش نمانده است ۸
یک گام ز سیلاب به خس بیش نمانده است ۱
نازک شده سر رشته پیوند تن و جان
مرغی به لب بام قفس بیش نمانده است ۲
چون برگ خزان دیده و چون شمع سحرگاه
از عمر مرا نیم نفس بیش نمانده است ۳
در ناله دلها ز اجابت اثری نیست
نالیدن پوچی ز جرس بیش نمانده است ۴
نه کوهکنی هست درین عرصه نه پرویز
آوازه ای از عشق و هوس بیش نمانده است ۵
زان حسن گلوسوز که صد تنگ شکر بود
از غارت خط، بال مگس بیش نمانده است ۶
وقت است چو خورشید درآیی به کنارم
کز عمر مرا یک دو نفس بیش نمانده است ۷
بر روی زمین صائب و بر چرخ مسیحا
در انفس و آفاق دو کس بیش نمانده است ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۶۱ - در روی زمین یک سر پر شور نمانده است
گوهر بعدی:غزل ۲۱۶۳ - زان خرمن گل حاصل ما دامن چیده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.