خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و رنجهای آن سخن میگوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند سیل، غنچه، شبنم، و یوسف و زلیخا، احساسات عمیق و پیچیده عاشقانه را بیان میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند صبر، ندامت، و زیباییهای طبیعت اشاره دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اشارات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۱۶۵ - از عشق دلی نیست که زخمی نچشیده است
از عشق دلی نیست که زخمی نچشیده است
این سیل سبکسیر به هر کوچه دویده است ۱
ای غنچه خندان به حیا باش که شبنم
آواز شکر خنده گل را نشنیده است ۲
در بردن دل اینهمه تعجیل چه لازم؟
این طور زلیخا پی یوسف ندویده است ۳
در صاف خموشی نبود درد ندامت
دندان تأسف لب ساغر نگزیده است ۴
صائب نفس مشک فشان تو مکرر
از مغز غزالان ختن عطسه کشیده است ۵
این سیل سبکسیر به هر کوچه دویده است ۱
ای غنچه خندان به حیا باش که شبنم
آواز شکر خنده گل را نشنیده است ۲
در بردن دل اینهمه تعجیل چه لازم؟
این طور زلیخا پی یوسف ندویده است ۳
در صاف خموشی نبود درد ندامت
دندان تأسف لب ساغر نگزیده است ۴
صائب نفس مشک فشان تو مکرر
از مغز غزالان ختن عطسه کشیده است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۶۴ - رخسار تو روز سیه ریش ندیده است
گوهر بعدی:غزل ۲۱۶۶ - با طره او مشک ختا دود کبابی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.