هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، با تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، به توصیف معشوق و تأثیر عمیق او بر شاعر می‌پردازد. شاعر از لب و زلف معشوق، زخم‌های عشق، و تأثیرات روحی و عاطفی آن سخن می‌گوید. همچنین، از مفاهیمی مانند حیات ابدی، حسرت، و ناپایداری دنیا یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اصطلاحات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۲۱۶۹ - صبح از لب لعل تو پیام نمکینی است

صبح از لب لعل تو پیام نمکینی است
شام از شکن زلف گرهگیر تو چینی است ۱

از زخم تو هر سینه خیابان بهشتی است
از داغ تو هر پاره دل زهره جبینی است ۲

آبی که ازو خضر حیات ابدی یافت
از دامن دشت تو سیه خانه نشینی است ۳

هر نقطه ز مجموعه رخسار تو چون خال
آشوب دل و دشمن جان، رهزن دینی است ۴

مخمور ترا در دل می، نشأه جان بخش
زهری است که پنهان شده در زیر نگینی است ۵

هر عقده که در راه طلب روی نماید
سودازده زلف ترا نافه چینی است ۶

صبحی که ازو روی زمین شد شکرستان
نسبت به شکرخنده او شوره زمینی است ۷

بینایی چشمی که به عبرت نشود خرج
از مایه حسرت، نگه بازپسینی است ۸

معموره دنیا نبود جای اقامت
هر خانه که آید به نظر، خانه زینی است ۹

صائب چه کند آهوی وحشت زده ما؟
هر گوشه درین دشت، کمندی و کمینی است ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۶۸ - تن بر دل خوش مشرب ما خانه تنگی است
گوهر بعدی:غزل ۲۱۷۰ - آن نرگس بیمار، عجب هوش ربایی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.