هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی به موضوعاتی مانند عرفان، انتقاد اجتماعی، وصف طبیعت و حالات درونی انسان میپردازد. شاعر از تنگنظریها و سنگدلیهای جامعه انتقاد میکند و به عرفان و صلح درونی اشاره دارد. همچنین، از مفاهیمی مانند حیرت، جنون، و سلوک عرفانی سخن میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادهای اجتماعی موجود در شعر نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است. همچنین، برخی از اشارات انتزاعی و نمادین ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۲۱۶۸ - تن بر دل خوش مشرب ما خانه تنگی است
تن بر دل خوش مشرب ما خانه تنگی است
بر گوهر شهوار، صدف کام نهنگی است ۱
در چشم تو گر خوش بود این سقف زراندود
در دیده سودازدگان دامن سنگی است ۲
طوطی که ز شیرین سخنان است، ز وحشت
بر چهره آیینه ما پرده زنگی است ۳
هر مسلک دیگر که کند عقل دلالت
جز دامن صحرای جنون کوچه تنگی است ۴
از سنگدلانی که درین شهر و دیارند
هر کوچه به دیوانه ما شهر فرنگی است ۵
هر حلقه چشمی که در او مردمیی نیست
در دیده صاحب نظران داغ پلنگی است ۶
با گوشه نشینان به ادب باش که صوفی
چون پا نهد از چله برون، تیر خدنگی است ۷
صحرای عدم ساده ازین پست و بلندست
در ملک وجودست اگر صلحی و جنگ است ۸
حیرت زدگان بیخبر از منزل و راهند
در قافله ما نه شتابی نه درنگی است ۹
هر چند که بر چشم تو شوخی است مسلم
پیش دل رم کرده ما آهوی لنگی است ۱۰
این نغمه ز هر پرده کند جامه مبدل
در هر گلی این آب سبکروح به رنگی است ۱۱
صائب گل آن است که هموار نگشتی
در راه سلوک تو اگر خاری و سنگی است ۱۲
بر گوهر شهوار، صدف کام نهنگی است ۱
در چشم تو گر خوش بود این سقف زراندود
در دیده سودازدگان دامن سنگی است ۲
طوطی که ز شیرین سخنان است، ز وحشت
بر چهره آیینه ما پرده زنگی است ۳
هر مسلک دیگر که کند عقل دلالت
جز دامن صحرای جنون کوچه تنگی است ۴
از سنگدلانی که درین شهر و دیارند
هر کوچه به دیوانه ما شهر فرنگی است ۵
هر حلقه چشمی که در او مردمیی نیست
در دیده صاحب نظران داغ پلنگی است ۶
با گوشه نشینان به ادب باش که صوفی
چون پا نهد از چله برون، تیر خدنگی است ۷
صحرای عدم ساده ازین پست و بلندست
در ملک وجودست اگر صلحی و جنگ است ۸
حیرت زدگان بیخبر از منزل و راهند
در قافله ما نه شتابی نه درنگی است ۹
هر چند که بر چشم تو شوخی است مسلم
پیش دل رم کرده ما آهوی لنگی است ۱۰
این نغمه ز هر پرده کند جامه مبدل
در هر گلی این آب سبکروح به رنگی است ۱۱
صائب گل آن است که هموار نگشتی
در راه سلوک تو اگر خاری و سنگی است ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۶۷ - هر شام ز ماه رمضان صبح امیدی است
گوهر بعدی:غزل ۲۱۶۹ - صبح از لب لعل تو پیام نمکینی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.