هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند مصیبتهای زندگی، رزق و روزی، عشق، فقر، و درد و رنج میپردازد. شاعر با استفاده از استعارهها و تشبیههای زیبا، به خواننده یادآوری میکند که هر رنج و مصیبتی ممکن است درسهایی برای رشد معنوی داشته باشد و حتی دردها نیز میتوانند به عنوان دارویی برای تکامل روحانی عمل کنند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد، مصیبت، و فقر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند تا به درستی درک شوند.
غزل ۲۱۷۱ - هر نخل مصیبت علم راهنمایی است
هر نخل مصیبت علم راهنمایی است
هر نوحه ازین قافله آواز درایی است ۱
دست تو اگر نیست نگارین ز علایق
این عقده هستی گره بند قبایی است ۲
تا در پی دنیای خسیس است دل تو
دل نیست در آغوش ترا، کاهربایی است ۳
هر چیز ز دنیای دنی رو به تو آرد
مغرور مشو، کز پی تنبیه، قفایی است ۴
رزق تو گر از خوان فلک شد غم روزی
غافل مشو از شکر، که این نیز غذایی است ۵
در هر چه به رغبت نگری راهزن توست
بر هر چه کنی پشت، ترا راهنمایی است ۶
خاری که درین مرحله بیکار نماید
از آبله پای طلب عقده گشایی است ۷
در مشرب جمعی که مهیای رحیلند
هر رنجش بیجای فلک، لطف بجایی است ۸
هر ناله و آهی که ز خود پیش فرستد
از خویش برون آمده را خانه خدایی است ۹
ما حوصله درد نداریم، وگرنه
هر درد که قسمت شود از غیب، دوایی است ۱۰
از فقر مکن شکوه که آزاده روان را
بی برگی ایام، عجب برگ و نوایی است ۱۱
صائب چه کند سینه خود را نکند چاک؟
با حوصله تنگ، غم عشق بلایی است ۱۲
هر نوحه ازین قافله آواز درایی است ۱
دست تو اگر نیست نگارین ز علایق
این عقده هستی گره بند قبایی است ۲
تا در پی دنیای خسیس است دل تو
دل نیست در آغوش ترا، کاهربایی است ۳
هر چیز ز دنیای دنی رو به تو آرد
مغرور مشو، کز پی تنبیه، قفایی است ۴
رزق تو گر از خوان فلک شد غم روزی
غافل مشو از شکر، که این نیز غذایی است ۵
در هر چه به رغبت نگری راهزن توست
بر هر چه کنی پشت، ترا راهنمایی است ۶
خاری که درین مرحله بیکار نماید
از آبله پای طلب عقده گشایی است ۷
در مشرب جمعی که مهیای رحیلند
هر رنجش بیجای فلک، لطف بجایی است ۸
هر ناله و آهی که ز خود پیش فرستد
از خویش برون آمده را خانه خدایی است ۹
ما حوصله درد نداریم، وگرنه
هر درد که قسمت شود از غیب، دوایی است ۱۰
از فقر مکن شکوه که آزاده روان را
بی برگی ایام، عجب برگ و نوایی است ۱۱
صائب چه کند سینه خود را نکند چاک؟
با حوصله تنگ، غم عشق بلایی است ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۷۰ - آن نرگس بیمار، عجب هوش ربایی است
گوهر بعدی:غزل ۲۱۷۲ - بی روی تو چشم از همه خوبان نتوان بست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.