هوش مصنوعی: این متن شعری است که به موضوعاتی مانند ناامیدی، امید، وابستگی به خداوند، و تلاش برای رهایی از مشکلات می‌پردازد. شاعر از تصاویر مختلفی مانند جرس، دانه گوهر، مرغ در قفس، و خورشید استفاده کرده تا احساسات عمیق انسانی را بیان کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌ها نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.

غزل ۲۱۷۵ - بی دادرس آن کس که فغان چون جرسش هست

بی دادرس آن کس که فغان چون جرسش هست
خاموش نگردد ز فغان تا نفسش هست ۱

چون رشته محال است کند راست نفس را
آن دانه گوهر که گره پیش و پسش هست ۲

آن کس که کسش نیست، کس اوست خداوند
بیکس بود آن کس که درین خانه کسش هست ۳

غافل نشود یک نفس از بال رساندن
هر مرغ که امید نجات از قفسش هست ۴

در گردن خورشید کند دست حمایل
چون صبح هر آن کس که اثر در نفسش هست ۵

تا هیچ نگردی، نتوانی همه گردید
کز بحر حباب است جدا تا نفسش هست ۶

صائب چه خیال است کند خواب فراغت
چون نفس کسی را که سگی در مرسش هست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۷۴ - در هر جگری شوری ازین گرم نفس هست
گوهر بعدی:غزل ۲۱۷۶ - خام است شرابی که در او غلغله ای هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.