هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و عرفانی است. شاعر از نبود جرأت در عشق، تنهایی در سفر زندگی، اهمیت پاکبینی، و ضرورت شکستن خود برای فتح جهان سخن میگوید. همچنین، او از بیمیلی به زندگی بدون عشق و هدایت، و تأثیر عقل فضول در سرگشتگی انسان مینویسد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند تنهایی و شکست ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۲۱۹۱ - در معرکه عشق ز جرأت خبری نیست
در معرکه عشق ز جرأت خبری نیست
غیر از سپر انداختن اینجا سپری نیست ۱
در قافله فرد روان بار ندارم
هر چند به جز سایه مرا همسفری نیست ۲
در پله سنگ است گهر بی نظر پاک
بیزارم ازان شهر که صاحب نظری نیست ۳
خود را بشکن تا شکنی قلب جهان را
این فتح میسر به شکست دگری نیست ۴
چون شیشه بی می، نبود قابل اقبال
باغی که در او بلبل خونین جگری نیست ۵
شب نیست که بر گرد تو تا روز نگردم
هر چند من سوخته را بال و پری نیست ۶
سرگشتگی ما همه از عقل فضول است
صحرا همه راه است اگر راهبری نیست ۷
صائب چه کند گر نکند روی به دیوار؟
جایی که لب خشکی و مژگان تری نیست ۸
غیر از سپر انداختن اینجا سپری نیست ۱
در قافله فرد روان بار ندارم
هر چند به جز سایه مرا همسفری نیست ۲
در پله سنگ است گهر بی نظر پاک
بیزارم ازان شهر که صاحب نظری نیست ۳
خود را بشکن تا شکنی قلب جهان را
این فتح میسر به شکست دگری نیست ۴
چون شیشه بی می، نبود قابل اقبال
باغی که در او بلبل خونین جگری نیست ۵
شب نیست که بر گرد تو تا روز نگردم
هر چند من سوخته را بال و پری نیست ۶
سرگشتگی ما همه از عقل فضول است
صحرا همه راه است اگر راهبری نیست ۷
صائب چه کند گر نکند روی به دیوار؟
جایی که لب خشکی و مژگان تری نیست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۹۰ - در موج پریشانی من فاصله ای نیست
گوهر بعدی:غزل ۲۱۹۲ - زین نقطه بود گردش پرگار فلکها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.