هوش مصنوعی: این شعر به افسوس و اندوه از پایان یافتن ماه مبارک رمضان می‌پردازد. شاعر از گذر سریع این ماه و فرصت‌های معنوی آن ابراز تأسف می‌کند و به تأثیرات روحانی و اخلاقی رمضان اشاره می‌کند. همچنین، از بی‌قدری انسان‌ها و از دست رفتن فرصت‌های شب قدر سخن می‌گوید.
رده سنی: 15+ محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، زبان شعر کلاسیک و استعاری ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال نامفهوم باشد.

غزل ۲۱۹۸ - افسوس که ایام شریف رمضان رفت

افسوس که ایام شریف رمضان رفت
سی عید به یک مرتبه از دست جهان رفت ۱

افسوس که سی پاره این ماه مبارک
از دست به یکبار چو اوراق خزان رفت ۲

ماه رمضان حافظ این گله بد از گرگ
فریاد که زود از سر این گله شبان رفت ۳

شد زیر و زبر چون صف مژگان، صف طاعت
شیرازه جمعیت بیداردلان رفت ۴

بیقدری ما چون نشود فاش به عالم؟
ماهی که شب قدر در او بود نهان، رفت ۵

برخاست تمیز از بشر و سایر حیوان
آن روز که این ماه مبارک ز میان رفت ۶

تا آتش جوع رمضان چهره برافروخت
از نامه اعمال، سیاهی چو دخان رفت ۷

با قامت چون تیر درین معرکه آمد
از بار گنه با قد مانند کمان رفت ۸

برداشت ز دوش همه کس بار گنه را
چون باد، سبک آمد و چون کوه، گران رفت ۹

چون اشک غیوران به سراپرده مژگان
دیر آمد و زود از نظر آن جان جهان رفت ۱۰

از رفتن یوسف نرود بر دل یعقوب
آنها که به صائب ز وداع رمضان رفت ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۹۷ - ایام بهاران سبک از دیده ما رفت
گوهر بعدی:غزل ۲۱۹۹ - از ناخن دخل آنچه به رخسار سخن رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.