خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مفاهیمی مانند عشق، عقل، راز، و تجلی الهی سخن میگوید. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند گل، شراب، بلبل، و خاک شیراز، به بیان رابطهی انسان با عشق الهی و حقیقت وجود میپردازد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از واژهها و معانی نیاز به دانش ادبی و فلسفی پایه دارند.
غزل ۲۲۱۱ - می گلرنگ خونی رازست
می گلرنگ خونی رازست
لب ساغر خموش غمازست ۱
دهن شیشه مغرب عقل است
لب پیمانه مشرق رازست ۲
یک الف وار نیست گوشه امن
صفحه خاک، سینه بازست ۳
عقل با عشق مشتبه نشود
ذره از آفتاب ممتازست ۴
بلبل بوستان شوق ترا
شکن دام، بال پروازست ۵
طور آخر گل از تجلی چید
کار افتادگان خداسازست ۶
دل صائب ز شوق آب شده است
تشنه خاک پاک شیرازست ۷
لب ساغر خموش غمازست ۱
دهن شیشه مغرب عقل است
لب پیمانه مشرق رازست ۲
یک الف وار نیست گوشه امن
صفحه خاک، سینه بازست ۳
عقل با عشق مشتبه نشود
ذره از آفتاب ممتازست ۴
بلبل بوستان شوق ترا
شکن دام، بال پروازست ۵
طور آخر گل از تجلی چید
کار افتادگان خداسازست ۶
دل صائب ز شوق آب شده است
تشنه خاک پاک شیرازست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۱۰ - در دل هر که ذوق شبگیرست
گوهر بعدی:غزل ۲۲۱۲ - ظلم فریادی از ضعیفان است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.