خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به مقایسه و تقابل بین عشق و عقل میپردازد و عشق را به عنوان نیرویی برتر و الهی توصیف میکند که مانند آفتاب کنعانی میدرخشد و عقل در مقابل آن ناتوان است. عشق به عنوان نماد قدرت و حاکمیت (مانند انگشتر سلیمان) و منبع حیات (آب حیوان) تصویر شده است، در حالی که عقل محدود و محبوس در قفس توصیف شده است. متن همچنین به نقش عشق در عرفان و شعر اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۲۱۳ - عشق سلطان و عقل دهقان است
عشق سلطان و عقل دهقان است
رزق دهقان ز عدل سلطان است ۱
عشق چون آفتاب کنعانی
عقل ده گانه همچو اخوان است ۲
کیست گردن ز حکم عشق کشد؟
عشق انگشتر سلیمان است ۳
ظلمات سواد هستی را
مشرب عشق، آب حیوان است ۴
عقل در بارگاه حضرت عشق
منفعل چون نخوانده مهمان است ۵
عقل مرغی است در قفس محبوس
عشق سیمرغ قاف امکان است ۶
عقل فرمان پذیر تکلیف است
عشق سیلاب کفر و ایمان است ۷
آسمان سفره ای است پر نعمت
عشق آن سفره را نمکدان است ۸
اقتدا تا به مولوی کرده است
شعر صائب تمام عرفان است ۹
رزق دهقان ز عدل سلطان است ۱
عشق چون آفتاب کنعانی
عقل ده گانه همچو اخوان است ۲
کیست گردن ز حکم عشق کشد؟
عشق انگشتر سلیمان است ۳
ظلمات سواد هستی را
مشرب عشق، آب حیوان است ۴
عقل در بارگاه حضرت عشق
منفعل چون نخوانده مهمان است ۵
عقل مرغی است در قفس محبوس
عشق سیمرغ قاف امکان است ۶
عقل فرمان پذیر تکلیف است
عشق سیلاب کفر و ایمان است ۷
آسمان سفره ای است پر نعمت
عشق آن سفره را نمکدان است ۸
اقتدا تا به مولوی کرده است
شعر صائب تمام عرفان است ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۱۲ - ظلم فریادی از ضعیفان است
گوهر بعدی:غزل ۲۲۱۴ - سفر اهل شوق در وطن است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.