هوش مصنوعی: این شعر بیان‌گر ناامیدی و یأس شاعر از زندگی و جهان است. او از بی‌ثمری تلاش‌هایش، حرص و طمع بی‌پایان انسان، و بی‌فایده بودن گریه و ناله می‌گوید. همچنین، اشاره‌ای به بی‌عدالتی‌های جهان و ناتوانی در برابر سرنوشت دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، ناامیدی و یأس موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین و نامناسب باشد.

غزل ۲۲۷۷ - لب هیچ و دهان هیچ و کمر هیچ و میان هیچ

لب هیچ و دهان هیچ و کمر هیچ و میان هیچ
چون بید ندارد ثمر آن سرو روان هیچ ۱

اندیشه جمعیت دل فکر محال است
شیرازه نگیرد به خود اوراق خزان هیچ ۲

در چشم جهان ریخت نمک صبح قیامت
چشم تو نشد سیر ازین خواب گران هیچ ۳

چون تاک درین باغچه چندان که گرستم
نگشود مرا عقده ای از رشته جان هیچ ۴

هر چند که دندان تو از خوردن نان ریخت
حرص تو نشد سیر ز اندیشه نان هیچ ۵

همچشم حبابم که ازین بحر گهرخیز
غیر از سخن پوچ ندارم به دهان هیچ ۶

جز گریه بیحاصلی و جز ناله افسوس
نگشود مرا از دل و چشم نگران هیچ ۷

با خصم زبون پنجه زدن نیست ز مردی
صائب سخن چرخ میاور به زبان هیچ ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۲۷۶ - ماییم و خیال دهن یار و دگر هیچ
گوهر بعدی:غزل ۲۲۷۸ - در جبین کس نمی بینیم انوار صلاح
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.