هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، با تصاویر زیبا و استعاره‌های عمیق، به توصیف زیبایی‌های صبح و تأثیر آن بر طبیعت و انسان می‌پردازد. شاعر از عناصری مانند آفتاب، شبنم، گل، و فردوس برای بیان احساسات خود استفاده کرده و مخاطب را به بهره‌گیری از لحظات زیبای صبح دعوت می‌کند.
رده سنی: 15+ این شعر به دلیل استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم عمیق عرفانی، برای مخاطبان نوجوان و بزرگسال مناسب است. درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و ظرافت‌های زبانی دارد که معمولاً در سنین پایین‌تر کمتر وجود دارد.

غزل ۲۳۰۰ - زان پیش کآفتاب بگیرد گلوی صبح

زان پیش کآفتاب بگیرد گلوی صبح
روی خود از می شفقی کن چو روی صبح ۱

زان پیش کز غبار نفس بی صفا شود
لبریز کن سبوی خود از آب جوی صبح ۲

خورشید چشم آب دهد از نظاره اش
چون شبنم آن که چشم گشاید به روی صبح ۳

در چشم منکران قیامت نمونه ای است
از جوی شیر گلشن فردوس، جوی صبح ۴

تو خفته ای و می شکند خار آتشین
در پای آفتاب ز بس جستجوی صبح ۵

چون شمع اگر چه مرگ من از نوشخند اوست
صد پیرهن گداختم از آرزوی صبح ۶

ای دل سیاه، عزت پیران نگاه دار
در خون مکش ز باده گلرنگ موی صبح ۷

خواهی که سرخ روی شوی در بسیط خاک
چون گل به آب دیده خود کن وضوی صبح ۸

چون آفتاب خامه صائب علم کشید
پر نور کرد عالمی از گفتگوی صبح ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۲۹۹ - دل زنده می کند نفس جانفزای صبح
گوهر بعدی:غزل ۲۳۰۱ - مهره مارست مهر، مار گزیده است صبح
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.