خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مفاهیمی مانند عشق، سفر روحانی، بیقراری، و رسیدن به مقصد نهایی سخن میگوید. شاعر از دردها و رنجهای راه و تلاش برای رسیدن به معشوق یا حقیقت وجودی صحبت میکند و در نهایت به امیدواری و عاقبت نیک اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند زندان جسم و رنجهای روحی نیاز به درک بالاتری از زندگی و فلسفه دارد.
غزل ۲۳۲۶ - آب شد دل تا به آن شیرین شمایل راه برد
آب شد دل تا به آن شیرین شمایل راه برد
خواب در ره کی کند هر کس به منزل راه برد؟ ۱
دیدن منزل قرار از راه پیما می برد
جسم زندان گشت بر جان تا به قاتل راه برد ۲
با هزاران چشم، سرگردان بود چرخ و مرا
با دو چشم بسته می باید به منزل راه برد ۳
دارد آتش زیرپای خویش در مهد زمین
تا سپند بیقرار من به محفل راه برد ۴
چون جرس شد سینه صدچاک من زندان او
ناله بیطاقت من تا به محمل راه برد ۵
بیخودی آسوده کرد از بازگشت تن مرا
در محیط بیکران نتوان به ساحل راه برد ۶
نیستم نومید با غفلت زحسن عاقبت
تا ره خوابیده را دیدم به منزل راه برد ۷
در جهان آب و گل هر کس به دل برد التجا
در محیط پر خطر صائب به ساحل راه برد ۸
خواب در ره کی کند هر کس به منزل راه برد؟ ۱
دیدن منزل قرار از راه پیما می برد
جسم زندان گشت بر جان تا به قاتل راه برد ۲
با هزاران چشم، سرگردان بود چرخ و مرا
با دو چشم بسته می باید به منزل راه برد ۳
دارد آتش زیرپای خویش در مهد زمین
تا سپند بیقرار من به محفل راه برد ۴
چون جرس شد سینه صدچاک من زندان او
ناله بیطاقت من تا به محمل راه برد ۵
بیخودی آسوده کرد از بازگشت تن مرا
در محیط بیکران نتوان به ساحل راه برد ۶
نیستم نومید با غفلت زحسن عاقبت
تا ره خوابیده را دیدم به منزل راه برد ۷
در جهان آب و گل هر کس به دل برد التجا
در محیط پر خطر صائب به ساحل راه برد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۲۵ - از حریم ما سخن چین چون سخن بیرون برد؟
گوهر بعدی:غزل ۲۳۲۷ - هر که با خود درد و داغ دلستان را می برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.