هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، رنج، گذرایی دنیا، و اهمیت درونبینی میپردازد. شاعر از دردها و داغهای عشق سخن میگوید و اشاره میکند که هرکس آنچه را با خود میآورد، با خود میبرد. همچنین، مفاهیمی مانند غربت، یادبود اماکن مقدس، و تأثیرگذاری اعمال نیک مورد توجه قرار گرفتهاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا ناملموس باشند.
غزل ۲۳۲۷ - هر که با خود درد و داغ دلستان را می برد
هر که با خود درد و داغ دلستان را می برد
بی تکلف حاصل کون و مکان را می برد ۱
گردش چشمی که من دیدم زدام زلف او
از دل من خارخار آشیان را می برد ۲
آه سردی خضر راه ما سبکباران بس است
هر نسیمی از چمن برگ خزان را می برد ۳
حسن را باشد خطر از دیده اهل هوس
ابر بی نم آبروی گلستان را می برد ۴
اهل غفلت بر نمی آیند با روشندلان
قطره آبی زجا خواب گران را می برد ۵
می برند از بوستان دامان پرگل بیغمان
عاشق بیدل دعای باغبان را می برد ۶
مشت خاشاکی چه باشد پیش سیل نوبهار؟
ساده لوحی جوهر تیغ زبان را می برد ۷
خانه دنیا بعینه خانه آیینه است
هر چه هر کس آورد با خود، همان را می برد ۸
چشم پوشیدن زدرد و داغ غربت مشکل است
ورنه با خود بلبل ما آشیان را می برد ۹
می رسند از همت پیران به منزل رهروان
تیر با خود تا هدف زور کمان را می برد ۱۰
یاد بغداد و طواف مرقد شاه نجف
از دل صائب حضور اصفهان را می برد ۱۱
بی تکلف حاصل کون و مکان را می برد ۱
گردش چشمی که من دیدم زدام زلف او
از دل من خارخار آشیان را می برد ۲
آه سردی خضر راه ما سبکباران بس است
هر نسیمی از چمن برگ خزان را می برد ۳
حسن را باشد خطر از دیده اهل هوس
ابر بی نم آبروی گلستان را می برد ۴
اهل غفلت بر نمی آیند با روشندلان
قطره آبی زجا خواب گران را می برد ۵
می برند از بوستان دامان پرگل بیغمان
عاشق بیدل دعای باغبان را می برد ۶
مشت خاشاکی چه باشد پیش سیل نوبهار؟
ساده لوحی جوهر تیغ زبان را می برد ۷
خانه دنیا بعینه خانه آیینه است
هر چه هر کس آورد با خود، همان را می برد ۸
چشم پوشیدن زدرد و داغ غربت مشکل است
ورنه با خود بلبل ما آشیان را می برد ۹
می رسند از همت پیران به منزل رهروان
تیر با خود تا هدف زور کمان را می برد ۱۰
یاد بغداد و طواف مرقد شاه نجف
از دل صائب حضور اصفهان را می برد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۲۶ - آب شد دل تا به آن شیرین شمایل راه برد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۲۸ - زلف مشکین را چرا آن نازپرور می برد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.