هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعات عشق، آزادی، رنج، و امید میپردازد. شاعر از دردها و سختیهای زندگی سخن میگوید و به دنبال آزادی و شادی است. همچنین، به قدرت عشق و تأثیر آن در آبادانی و شادی جهان اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و درد نیاز به درک بیشتری از زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۲۳۵۱ - آنچه روی سخت من با سیلی استاد کرد
آنچه روی سخت من با سیلی استاد کرد
کی تواند بیستون با پنجه فرهاد کرد؟ ۱
بنده مقبل به آزادی سزاوارست، لیک
بنده شایسته را چون می توان آزاد کرد؟ ۲
ناخن دخل حسودان با سخن هرگز نکرد
آنچه در زلف تو با دل شانه شمشاد کرد ۳
درد بر من ناگوار از پرسش احباب شد
تلخ بر من عید را رسم مبارکباد کرد ۴
تار و پود عالم امکان به هم پیوسته است
عالمی را شاد کرد آن کس که یک دل شاد کرد ۵
شست دستش را به آب زندگی معمار صنع
خضر دیوار یتیمی را اگر آباد کرد ۶
گرچه در آب و گل من عشق آبادی نهشت
می توان زین مشت گل بتخانه ها آباد کرد ۷
این غزل را پیش ازین هر چند انشا کرده بود
صائب از روح فغانی دیگر استمداد کرد ۸
کی تواند بیستون با پنجه فرهاد کرد؟ ۱
بنده مقبل به آزادی سزاوارست، لیک
بنده شایسته را چون می توان آزاد کرد؟ ۲
ناخن دخل حسودان با سخن هرگز نکرد
آنچه در زلف تو با دل شانه شمشاد کرد ۳
درد بر من ناگوار از پرسش احباب شد
تلخ بر من عید را رسم مبارکباد کرد ۴
تار و پود عالم امکان به هم پیوسته است
عالمی را شاد کرد آن کس که یک دل شاد کرد ۵
شست دستش را به آب زندگی معمار صنع
خضر دیوار یتیمی را اگر آباد کرد ۶
گرچه در آب و گل من عشق آبادی نهشت
می توان زین مشت گل بتخانه ها آباد کرد ۷
این غزل را پیش ازین هر چند انشا کرده بود
صائب از روح فغانی دیگر استمداد کرد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۵۰ - تا گلستان را نهال قامتش آباد کرد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۵۲ - مرگ نتواند به ارباب سخن بیداد کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.