هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند آزادی، قناعت، عافیت، و سفر معنوی می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند رهایی از قید تن، قناعت در زندگی، و اهمیت خاکساری در رسیدن به عافیت سخن می‌گوید. همچنین، اشاره‌ای به سفر و آمادگی برای حرکت به سوی مقاصد جدید دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۳۷۳ - شورش سودا مرا از قید تن آزاده کرد

شورش سودا مرا از قید تن آزاده کرد
از سر خم خشت را آواره جوش باده کرد ۱

کم نشد چون غنچه گل برگ عیش از خانه اش
هر که از گلشن قناعت با دل نگشاده کرد ۲

خاکساری سایه را باشد حصار عافیت
چرخ نتواند ستم بر مردم افتاده کرد ۳

بر لبش از مهر تابان مهر خاموشی زدند
صبح از نقش کواکب تا ورق را ساده کرد ۴

دامن افتادگی از کف مده کاین کیمیا
از برای سربلندان خاک را سجاده کرد ۵

پشت بر دیوار دادم تا نظر کردم که بحر
از صدف گهواره در یتیم آماده کرد ۶

می شود صائب به اندک جنبشی پا در رکاب
هر که چون نخل خزان برگ سفر آماده کرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۷۲ - گرچه انفاس گرامی سینه صرف آه کرد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۷۴ - هر که چون آب روان آیینه خود ساده کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.