هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند روشنگری، عشق، رنج، و تفکر در مورد زندگی و مرگ می‌پردازد. شاعر از تجربیات شخصی و دیدگاه‌های خود درباره جهان و انسان سخن می‌گوید و از مفاهیمی مانند نور، تاریکی، گل و خار، و بیماری به عنوان استعاره‌هایی برای بیان احساسات و اندیشه‌هایش استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و عبارات ممکن است برای خوانندگان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.

غزل ۲۴۱۶ - بر من از روشندلی وضع جهان هموار شد

بر من از روشندلی وضع جهان هموار شد
خار در پیراهن آتش گل بی خار شد ۱

خودبخود چون غنچه واشد عقده ها از کار من
تا درین بستانسرا دست و دلم از کار شد ۲

دور گردان را وصال پرده داران هم خوش است
طوطی ما از ادب یکرنگ با زنگار شد ۳

گر شود مرکز، بسوزد شهپر پرگار را
نقطه بی طالع من بس که بی پرگار شد ۴

هر که را بیماری چشم تو بر بستر فکند
هر پرستاری که آمد بر سرش بیمار شد! ۵

ننگ قیمت بر ندارد گوهر روشندلان
ای خوش آن گوهر که آب از گرمی بازار شد ۶

مستی غفلت میان دیده و دل شد حجاب
پرده خوابم نقاب دولت بیدار شد ۷

در شبستان فنا صبح امیدی می شود
هر نفس کز زندگانی صرف استغفار شد ۸

وحشت ارباب بینش را فزاید رنگ و بو
شبنم از نزدیکی گل آتشین رفتار شد ۹

عالم پرشور بر روشن ضمیران دوزخ است
در بهشت افتاد تا آیینه ما تار شد ۱۰

شبنم گستاخ گردد حلقه بیرون در
هر کجا مژگان من خار سر دیوار شد ۱۱

بیش ازین صائب نمی باشد عبادت را اثر
رفته رفته رشته تسبیح من زنار شد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۴۱۵ - تا تو رفتی عالم روشن به چشمم تار شد
گوهر بعدی:غزل ۲۴۱۷ - از ملامت عاقبت مجنون بیابان گیر شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.