هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از نعمتهای خداوند سپاسگزاری میکند، از جمله طبع بینیاز، جان آگاه و زبان نکتهساز. او با وجود نداشتن ثروت مادی، خود را صاحب گوهر بیقیمتی مانند امتیاز میداند. شاعر از رنجها و سختیهایی که کشیده سخن میگوید و اینکه در شکارستان عالم، چشم طمع بسته است. در نهایت، او از دست کشیدن از دو عالم و گرفتن رشته زلف دراز خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۴۷۶ - منت ایزد را که طبع بی نیازم داده اند
منت ایزد را که طبع بی نیازم داده اند
جان آگاه و زبان نکته سازم داده اند ۱
گرچه دست و دامنم خالی است از نقد مراد
گوهر بی قیمتی چون امتیازم داده اند ۲
کوتهی چون ناله نی نیست درانداز من
در خراش سینه ها دست درازم داده اند ۳
گشته ام صد پیرهن نازکتر از موی میان
آتشین رویان زداغ از بس گدازم داده اند ۴
در شکارستان عالم مدتی چون شاهباز
بسته ام چشم طمع، تا چشم بازم داده اند ۵
از گریبان دو عالم دست کوته کرده ام
تا به کف سر رشته زلف درازم داده اند ۶
جان آگاه و زبان نکته سازم داده اند ۱
گرچه دست و دامنم خالی است از نقد مراد
گوهر بی قیمتی چون امتیازم داده اند ۲
کوتهی چون ناله نی نیست درانداز من
در خراش سینه ها دست درازم داده اند ۳
گشته ام صد پیرهن نازکتر از موی میان
آتشین رویان زداغ از بس گدازم داده اند ۴
در شکارستان عالم مدتی چون شاهباز
بسته ام چشم طمع، تا چشم بازم داده اند ۵
از گریبان دو عالم دست کوته کرده ام
تا به کف سر رشته زلف درازم داده اند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۷۵ - عشق بالا دست وجان بیقرارم داده اند
گوهر بعدی:غزل ۲۴۷۷ - ساده لوحانی که درد خود به درمان داده اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.