هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از صائب تبریزی به موضوعاتی مانند عشق، رنج، تسلیم در برابر تقدیر، و عرفان می‌پردازد. شاعر از دردها و رنج‌های خود سخن می‌گوید و چگونه این تجربیات او را به سمت شناخت و عرفان سوق داده است. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیمی مانند بی‌خودی، عشق الهی، و تسلیم در برابر ارادهٔ خداوند دارد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و تسلیم نیاز به بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.

غزل ۲۴۷۷ - ساده لوحانی که درد خود به درمان داده اند

ساده لوحانی که درد خود به درمان داده اند
دامن یوسف زدست از مکر اخوان داده اند ۱

محرمان کعبه مقصود، از تار نفس
جامه احرام خود چون صبح سامان داده اند ۲

یک گل بی خار گردیده است در چشمم جهان
تا مرا چون شبنم گل چشم حیران داده اند ۳

نیست غافل عاشق از پاس ادب در بیخودی
عندلیب مست را سر در گلستان داده اند ۴

ناله زنجیر دارد حلقه چشم غزال
تا من دیوانه را سر در بیابان داده اند ۵

اهل دنیا حلقه بیرون در گردیده اند
همچو زنبور عسل تا خانه سامان داده اند ۶

عارفان را شکوه ای از گردش افلاک نیست
اختیار کشتی خود را به طوفان داده اند ۷

زیر بار منت گردون دو تا گردیده ام
همچو ماه نو مرا تا یک لب نان داده اند ۸

گفتگوی ماست بی حاصل، وگرنه مور را
مزد گفتار از شکرخند سلیمان داده اند ۹

از دل پرخون و آه آتشین و اشک گرم
آنچه می باید مرا صائب به سامان داده اند ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۴۷۶ - منت ایزد را که طبع بی نیازم داده اند
گوهر بعدی:غزل ۲۴۷۸ - از سپهر نیلگون خاکستر ما کرده اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.