هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق، درد، و رنجهای روحی خود سخن میگوید. او از بیقراری، تنهایی، و تأثیرات زمان بر زندگی خود مینالد و به دنبال آرامش و سبکباری است. همچنین، اشارهای به عاشقان و دردهای همیشگی آنان دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد وجودی و گذر زمان نیاز به بلوغ فکری بیشتری دارند.
غزل ۲۵۲۶ - تا به کی گرد کدورت زیر دیوارم کند؟
تا به کی گرد کدورت زیر دیوارم کند؟
عشق کو تا از غم عالم سبکبارم کند ۱
با خیال یار در یک پیرهن خوابیده ام
بر ندارد سر زبالین هر که بیدارم کند! ۲
شد ز زنگ سینه من ناخن صیقل کبود
سعی خاکستر چه با آیینه تارم کند؟ ۳
چون رگ سنگ است از خواب گران مژگان من
سیلی دوران عجب دارم که بیدارم کند ۴
عاشقان با درد از روز ازل خو کرده اند
درد بیدردی مگر صائب خبردارم کند ۵
عشق کو تا از غم عالم سبکبارم کند ۱
با خیال یار در یک پیرهن خوابیده ام
بر ندارد سر زبالین هر که بیدارم کند! ۲
شد ز زنگ سینه من ناخن صیقل کبود
سعی خاکستر چه با آیینه تارم کند؟ ۳
چون رگ سنگ است از خواب گران مژگان من
سیلی دوران عجب دارم که بیدارم کند ۴
عاشقان با درد از روز ازل خو کرده اند
درد بیدردی مگر صائب خبردارم کند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۲۵ - آسمان از برق آهم دست و پا را گم کند
گوهر بعدی:غزل ۲۵۲۷ - نیستم آتش که هر خاری به زنجیرم کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.