هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، به موضوعاتی مانند عشق، زیبایی، صبر، تقدیر و رابطه‌ی انسان با جهان می‌پردازد. شاعر از عناصر طبیعت مانند ماه، دریا و میوه برای بیان احساسات خود استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۵۳۸ - گرنه دل را زلف مشکینش نگهداری کند

گرنه دل را زلف مشکینش نگهداری کند
کیست این بیمار را یک شب پرستاری کند؟ ۱

حسن را از دیده بد، شرم می دارد نگاه
مهر تابان را همان پرتو سپرداری کند ۲

می تراود بوسه زان لبهای نو خط بی طلب
میوه چون شد پخته، ممکن نیست خودداری کند ۳

چون هدف در پیش ابروی تو اندازد سپر
ماه نو صد سال اگر مشق کمانداری کند ۴

ایمنی خواهی، سبک کن کشتی خود را که کف
پنجه با دریای خونخوار از سبکباری کند ۵

نیست پروا سیل بی زنهار را از کوچه بند
آستین چون گریه ما را عنانداری کند؟ ۶

جان کند در تن زآب خضر خون مرده را
چشم پر خون آنچه از شب صرف بیداری کند ۷

سرگرانی با فرودستان زنقص گوهرست
گوهر غلطان میسر نیست خودداری کند ۸

می تواند ساخت از دست سلیمان پایتخت
مور ما صائب اگر بخت سخن یاری کند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۳۷ - ترک یاران کرده ای ای بیوفا، یار این کند؟
گوهر بعدی:غزل ۲۵۳۹ - هر که اوقات گرامی صرف خودسازی کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.