خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از بی وفایی و جفای یار خود شکایت میکند و بیان میکند که یارش نه تنها او را رها کرده، بلکه با دوستانش نیز دشمنی کرده است. او از عشق و آزمونهای سخت آن میگوید و اینکه سالها در طلب عشق یار بوده، اما نتیجهای جز درد و رنج نداشته است.
محتوا شامل موضوعات عاطفی عمیق و شکایت از بی وفایی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. درک کامل احساسات و تجربیات بیان شده در شعر نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۲۵۳۷ - ترک یاران کرده ای ای بیوفا، یار این کند؟
ترک یاران کرده ای ای بیوفا، یار این کند؟
دل زپیمان برگرفتی، هیچ دلدار این کند؟ ۱
ترک ما کردی و کردی دشمنی با دوستان
شرم بادت زین عملها، یار با یار این کند؟ ۲
جور تو با عاشق سرگشته امروزینه نیست
آزمودم عشق را صدبار، هر بار این کند ۳
طالب عشق رخ خوب تو بودم سالها
خود ندانستم که با من آخر کار این کند ۴
نرگست در عین بیماری کند قصد دلم
کس ندانم در جهان با هیچ بیمار این کند ۵
دل زپیمان برگرفتی، هیچ دلدار این کند؟ ۱
ترک ما کردی و کردی دشمنی با دوستان
شرم بادت زین عملها، یار با یار این کند؟ ۲
جور تو با عاشق سرگشته امروزینه نیست
آزمودم عشق را صدبار، هر بار این کند ۳
طالب عشق رخ خوب تو بودم سالها
خود ندانستم که با من آخر کار این کند ۴
نرگست در عین بیماری کند قصد دلم
کس ندانم در جهان با هیچ بیمار این کند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۳۶ - کی گره باز از دل من باده گلگون کند؟
گوهر بعدی:غزل ۲۵۳۸ - گرنه دل را زلف مشکینش نگهداری کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.