این شعر از صائب تبریزی، به زیباییهای ظاهری و فریبندگیهای دنیوی میپردازد و تأثیرات آن بر روح و روان انسان را بررسی میکند. شاعر با استفاده از استعارهها و تصاویر زیبا، مانند چشم آهوی مشکین و بتخانه چین، به توصیف جذابیتهای گذرا و گاه فریبنده دنیا میپردازد. همچنین، او از تلخیهای زندگی و ناپایداری هوسها سخن میگوید و بر اهمیت صبر و شکرگزاری تأکید میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و نقد اجتماعی موجود در متن، برای مخاطبان جوانتر ممکن است چالشبرانگیز باشد.
غزل ۲۵۶۵ - خط غزال چشم را آهوی مشکین می کند
چهره های ساده را بتخانه چین می کند ۱
در گلستانی که چشم بلبلان بیدار نیست
پای خواب آلود کار دست گلچین می کند ۲
نیست یک ساعت هوس را تاب خودداری فزون
این ستمگر آفرین را زود نفرین می کند ۳
گر کند در دادن تشریف، شیرین کوتهی
تیشه را از خون خود فرهاد رنگین می کند ۴
می توان دیدن زکشتی اضطراب بحر را
حسن طوفان بیشتر در خانه زین می کند ۵
شکوه کردن از حیات تلخ، کافر نعمتی است
خواب را شیرینی افسانه سنگین می کند ۶
سینه شیرین کلامان در غبار غم خوش است
طوطیان را صافی آیینه خودبین می کند ۷
می کشد در خاکدان جسم، خواری جان پاک
باده تا در خم بود از خشت بالین می کند ۸
این نگاه آشنارویی که من دیدم ازو
زود صائب خلق را بیگانه از دین می کند ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.